Thursday, October 8, 2009

بنظر می رسد اکنون که مذاکرات هسته ای ایران و 1+5 به مرحله سازنده خود رسیده و اکثر تحلیلگران سیاسی دنیا (ومنجمله بنده) را وا داشته است تا نتایج خوب و امید بخشی را برای حل و فصل کامل مسئله هسته ای ایران و سایر سایر موارد اختلافی بین ایران و غرب و بخصوص بین امریکا و جمهوری اسلامی ایران پیش بینی کنند .



بعضی از سران عرب منطقه (که بطور طبیعی باید از رفع کدورتهای بین ایران و غرب خوشحال باشند چرا که بطور بالقوه همیشه این خطر هست که خدای ناکرده این اختلافات در صورت حل و فصل نشدن میتواند منجر به یک جنگ فاجعه بار گردد که طی ان نه تنها ایران و غرب و اسراییل که بیشتر از همه ! کشورهای عربی منطقه در ان شدیدا صدمات فاجعه باری خواهند دید )



متاسفانه بنظر می رسد نه تنها از حل و فصل اختلافات ایران و امریکا خوشحال نیستند که بشدت با همراهی لابی تندرو و جنگ طلب طرفدار اسراییل در کنگره و حزب جمهوری خواه امریکا نهایت کارشکنی ممکن را بعمل اورده و می اورند تا فعالیتهای سازنده دولت پرزیدنت اوباما و رییس جمهور احمدی نژاد را خنثی نمایند در واقع اخبار و تحلیل ها و مناظره اکثر شبکه های رادیو تلوزیونی عربی منطقه در این روزها بمنظور خدشه واردکردن و به ایجاد شک و تردید و هشدار های مستقیم یا غیر مستقیم از عواقب نزدیکی ایران و غرب سمت و سو دارند !!!




که اظهارات رییس مرکز تحقیقات دبی امارات متحده در یک مناظره زنده تلوزیونی مبنی بر لزوم حمله فوری و همه جانبه امریکا به جمهوری اسلامی ایران بجای مذاکره و کسب توافق با ان و تایید این اظهارات توسط دو تن از سناتورهای تندرو و جنگ طلب کنگره امریکا (شما می توانید در زیر همین مطلب انها را مطالعه فرمایید ) و کارشکنیهای دولت عربستان و کشتار شیعیان در یمن با حمایت مستقیم عربستان برای تحریک جمهوری اسلامی ایران به واکنش احساسی و سوی




استفاده انها از ان بمنظور خطرناک جلوه دادن جمهوری اسلامی ایران و متهم ساختن ان به دخالت در امور داخلی کشورهای عربی و تحریک بحرین به واکنش فورانی و تند و غیر معمول به اظهارات یک شهروند و یک روزنامنگار معروف ایرانی که چندی قبل شاهد ان بود یم و حتی سفر در حال انجام پادشاه عربستان به سوریه همه و همه تنها گوشه های از یک پروزه تخریب روند صلح و سازش بین غرب و جمهوری اسلامی ایران است که در حال انجام است.





خوب اکنون این سئوال پیش می اید که اگر فعالیتهای صلح امیز و مذاکرات اشتی جویانه ایران و غرب و بخصوص ایران و امریکا تا این درجه جنگ طلبان را ناراحت و خشمگین نموده است که انها را وادار نموده تا دست به تندترین اعمال برای تخریب این روند اشتی جویانه بزنند؟! ایا نباید همه صلح طلبان دنیا و سیاستمداران جهان و روشنفکران و ارباب جراید و رسانه جهانی و بخصوص ایرانی و غربی نهایت تلاش و حمایت خود را از انجام چنین مذاکراتی تا مرحله توافق نهایی و نیز تلاش همه جانبه جهانی را برای خنثی نمودن تلاشهای مخربان این روند بکار گیرند؟!





از این ها گذشته ایا کسی نیست به این گروه بفهماند که تجدید رابطه و بازگشایی سفارتخانه های ایران و امریکا تحقیقا و در درجه اول – برای امنیت اعراب و کشورهای حوزه خلیج فارس مفید و سود راهبردی دارد و بعد از ان برای دو کشور امریکا و ایران مفید است؟!





چرا انها باید فکر کنند نزدیکی ایران و امریکا به ضرر انهاست؟!

چرا انها بجای دوستی و حسن همجواری و احترام متقابل در صدد تخریب روابط گام برمی دارند؟!





ایا نمی دانند که ملت و دولت سرفراز و کهن ایران همه پیشرفت هسته ای و فضایی و صنعتی و علمی و نظامی و غیره خود را متعلق به همه ملل ازاده و صلح طلب و بخصوص همسایگان و بویژه همسایگان مسلمان خود می داند و حاضر است هر کمک و هر کاری که از دستش براید برای کمک به پیشرفت انها نیز بکار گیرند ؟!



پس با توجه به موارد فوق بهتر است همه دست در دست هم به صلح و ثبات و امنیت منطقه ای و جهانی کمک نماییم . امین یا رب العالمین.

سعید شجاعی سعدی



Saadiman2006@yahoo.com
-----------------------------------------------------
چهارشنبه پانزدهم مهر 1388
چرا باید همه کشورها از تجدید رابطه ایران و امریکا استقبال کنند؟!

چرا باید همه کشورها از تجدید رابطه ایران و امریکا استقبال کنند؟!

چهارشنبه 15 مهر ماه سال 1388





هر گاه در تاریخ حدود هشت هزارساله ایران یک حکومت قوی و خدمتگزار و پیشرو روی کار بوده است که ایران را به سوی پیشرفت همه جانبه رهنمود ساخته است . متاسفانه سیل اتهامات از سوی قدرتهای جهانی (و اکثرا با تحریک همسایگان ایران و ترساندن انها از قدرت نظامی ایران ) به سوی ان حکومت سرازیر شده است . در این راستا اگر فقط 70 سال اخیر را ملاک قرار دهیم در خواهیم یافت که حکومت ملی دکتر مصدق در دهه سی شمسی و حکومت جمهوری اسلامی ایران از بدو تاسیس و









پیروزی انقلاب اسلامی تا امروز همواره مورد تهاجم رسانه ای و جنگ روانی و کید و دسیسه قدرتهای جهانی قرار داشته و دارند که این دسیسه ها در مورد حکومت مردمی دکتر مصدق به کودتا برعلیه ان انجامید و در 28 مرداد 32 سرنگون گردید ! . اما با پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ 22 بهمن 57 با تدابیری که مدیریت فرهیخته انقلاب (مرحوم امام خمینی "ره" و جانشین ان مقام معظم رهبری ) انجام داد ه اند نه تنها نهال انقلاب را با کودتا و تجاوز نظامی دست نشاندگان قدرتهای جهانی( نظیر ارتش بعثی و جنایتکار صدام) نتوانستد نابود سازند که هم اینک خوشبختانه این نهال به یک درخت رشید و تنومند تبدیل گشته









و همین امر سبب شده است تا قدرتهای جهانی هر روز برای ان یک مشکل و دردسر درست نمایند ! و از سوی دیگر نه تنها مایل نیستند که پیشرفتهای علمی و اجتماعی و سیاسی و هسته ای و فضایی و پزشکی و عمرانی و سد سازی و راه اهن و جاده سازیهای گسترده و نیز پیشرفت های عظیم نظامی و غیره انرا تحمل کنند که حتی نمی خواهند متاسفانه انرا باور هم نمایند .









لذا سخت در تلاش هستند تا با ترساندن همسایه های ایران از یک ایران پیشرفته و مدرن - همسایه های ایران را در حالت ترس و تردید نسبت به اهداف سیاسی و غیر سیاسی جمهوری اسلامی ایران نگه دارند ! و این در حالی است که ایران اسلامی واقعا نیتی در منطقه بجز حفظ و تحمیق صلح و ثبات و امنیت همه کشورهای منطقه و جهان نداشته و ندارد. تاریخ هشت هزار ساله ایران نشان داده است ایران بجز برای مقابله و در مقام پاسخگویی به تجاوزات کشورهای دیگر به هیچ کشوری در دنیا حمله نکرده اند !. وسعت ایران باستان از حدود مرزهای چین کنونی تا اروپای امروزی بوده است و می بینیم که بجز مساحت فعلی و امروزی ایران از ان وسعت جهانگیر چیزی باقی نمانده است .













اما کسی ندیده و یا نشنیده است که ایران ادعای به ان سرزمینهای خود نموده باشد . ایران هموار بدنبال گسترش همکاریهای سیاسی و اقتصادی و غیره با سایر کشورها و بخصوص با همسایگان خود بوده است و همکاری و تلاش برای به نتیجه رساندن مذاکرات هسته ای با گروه 1+5 و رفع سوی تفاهمات فقط برای نشان دادن حسن نیت و اهداف صلح طلبانه خود بوده است .







بنظر می رسد دولت پرزیدنت اوباما سخت در تلاش است تا با مذاکره چند جانبه و دوجانبه با جمهوری اسلامی ایران به شعار تغییر خود جامعه عمل بپوشاند و در ضمن از قدرت و نفوذ سیاسی و غیره ایران برای برون رفت امریکا و غرب از بحرانهایی که دولت تندرو و جنگ طلب پیشین (دولت پرزیدنت بوش پسر) در عراق و افغانستان و پاکستان و ... درست کرده است استفاده نماید . و الحق هم دولت دهم با در نظر داشت منافع ملی بخوبی در حال بستر سازی برای رفع سوی تفاهمات و زدودن زنگار بی اعتمادی و کینه ورزی بین دو ملت و دو دولت بزرگ و قدرتمند ایران و امریکا است و درست همین اقدام صلح طلبانه و بشر دوستانه ایران - گروههای جنگ طلب را در حزب جمهوری خواه کنونی امریکا و









دولت فعلی اسراییل و حامیان انها در بعضی از کشورهای عربی و غیر عرب منطقه وا داشته است تا احساس خطر کنند و سخت به تلاش و تکاپو بیفتند تا اول مذاکرات هسته ای ایران و 1+5 را بشکست بکشانند (!!!) و دوم از ایجاد رابطه دوستانه بین ایران و غرب و بخصوص ایران امریکا بشدت جلوگیری کنند تا با گل الود کردن اب ! اصطلاحا ماهی های کلان و سنگین بگیرند و به تبع ان ضمن به خطر انداختن صلح و ثبات و امنیت منطقه ای و جهانی! جان دهها میلیون انسان بیگناه را هم به خطر بیندازند! .



نتیجگیری :

با توجه به تحلیل فوق مطلوب بنظر می رسد تا همه کشورهها و دول و ملل منطقه و جهان از تلاشهای ایران و امریکا برای حل و فصل مشکلات و سوی تفاهمات مزمن سی ساله حمایت کامل نموده و از القای فضای تردید و ترس نسبت به پیشرفتها ی روز افزون و اهداف صلح طلبانه ایران در منطقه و جهان خوداری نمایند . چرا که بدون همکاری و همرایی ایران هیچ صلح و ثبات و امنیتی واقعی در منطقه ایجاد نخواهد گردید و کشورهای همسایه و بخصوص کشورهای عربی همسایه می توانند از اولین گروههای باشند که از محصول صلح و برقراری رابطه همه جانبه دوباره ایران و امریکا بهرمند گردند .پس انها نیز باید بجای کارشکنی نهایت تلاش خود را برای موفقیت مذاکرات حال و اینده باید بخرج دهند. انشالله