بعنوان یک شهروند ساده ایرانی و یک تحلیلگر و پژوهشگر حوزه جامعه و سیاست از سیاست انگلیس بسیار تعجب می کنم زیرا خرده فرمایشات وزیر خارجه انگلیس در رابطه با هشدار به کشورهای عربی در مورد خطر ایران اسلامی برای امنیت منطقه - در بازدید دوره ای از کشورهای عرب منطقه ازدید گاه تحلیلی می تواند بیشتر یک جهت گیری فرافکنانه باشد . بنظر مسخره و سئوال بر انگیز می رسد کشوری که خود در تجاوز به دو کشور منطقه خاورمیانه (عراق و افغانستان ) دخالت مستقیم داشته وامنیت این دو کشور و به تبع ان امنیت کشورهای همسایه این دو را (و منجمله کشورهای عربی را )بخطر انداخته و هر روز اخبار نا شایست و خلاف اخلاقی از نیروهایش در این دو کشور بگوش جهانیان می رسد و دولت و نخست وزیر و حزب کار حاکمه اش سخت مورد بی مهری مردم انگلیس است و می رود تا در انتخابات بعدی قطعا (همانگونه که در مورد انتخابات امریکا نیز پیش بینی تمودم و تحقق پذیرفت قدرت را در شکستی سخت به رقبای خود واگذارد ) حالا بنا گاه وزیر امور خارجه اش دلسوز امنیت و صلح منطقه شده است واقعا جای سئوال و تعجب فراوان دارد؟!!!
این پدیده می تواند دلایل زیر را داشته باشد
1-- ترساندن اعراب ثروتمند برای خرید اسلحه از انگلیس و دیگر کشورهای غربی تا بلکه مقداری از رکود و بحران وحشتناک و کم سابقه اقتصادی انها کم گردد.
2--زمینه سازی احتمالی برای تحریم و یا صدور قعطنامه ضد جمهوری اسلامی جدید بخصوص هنگامی که تا چند روز دیگر احتمالا شورای حکام سازمان انرزی هسته ای جهانی به بررسی گزارش دو پهلو دکتر البرادعی رئیس محترم ان سازمان خواهند پرداخت.
3--این اظهارات می تواند در استانه برگزاری انتخابات سال اینده جنبه مصرف داخلی برای دولت انگلیس داشته باشد تا علت نابسامانیها و عدم کارایی و مدیریت ضعیف خود را بر گردن کشورهای دیگر و منجمله جمهوری اسلامی ایران بیاندازد.
4-- این امکان است این اظهارات صریح و خارج از عرف حقوقی و سیاسی بین المللی نشان از ادامه نقشه و توطئه احتمالی داشته باشد که در کنفرانس ادیان که با حضور سران عرب و امریکا و اسراییل اخیرا در امریکا برگزار گردید و در طی دیدارهای که رئیس جمهور اسراییل با سران اعراب حاضر داشت رسما و علنا از انها خواست که اسراییل و اعراب بر علیه جمهوری اسلامی متحد شوند باشد که دستگاهای ذی ربط کشور بنظر می رسد باید بسیار هوشمندانه تر از قبل عمل نمایند.
5-- پر واضح است که دولتمندان جمهوری اسلامی ایران باید بشدت بر حراست از مرزهای کشور بفوریت و جدیت تمام بیافزایند تا اگر خدای ناکرده توطئه و قصد تجاوزی با همکاری کشورهای عربی منطقه در جریان باشد تدارکات لازم از قبل اندیشه شده باشد.
=========================================================
با توجه به تهدیدات و جنگ روانی بیگانگان شاید لازم باشد در کشور یک نهاد و یا سازمان و یا یک نیروی بسیار زبده مستقل و با تحصص و امکانات کامل ویزه مرزبانی تحت امر ستاد فرماندهی کل قوا تشکیل گردد و تا نیروی انتظامی صادق و خدوم و زحمتکش و عزیزما فرصت بیشتری یابد تا به مسایل امنیت شهری و روستایی و بین راهی و جلوگیری از ناهنجاری و جرم احتمالی و قاچاق مواد افیونی بدست اورد.و باز شاید بهتر باشد مهاجران بیگانه داخل کشور مورد کنترل بسیار دقیق قرار بگیرند بخصوص که بنا به اظهارات اخیر وزیر محترم امور مهاجرین کشور برادر افغانستان از حدود سه میلیون مهاجری که بعد از سقوط طالبان از ایران به افغانستان بر گردانده شده اند حدود دو میلیون نفر از انها دو باره بطور قاچاق به ایران برگشته اند که این یک معضل عظیم امنیتی و اقتصادی می تواند بحساب اید. اگر هر یک از این مهاجران خدای ناکرده جاسوس و مزدور اجنبی باشند و یا بقصد خرابکاری در موقع لزوم توسط سرویس های جاسوسی بیگانه اموزش دیده و به کشور ایران وارد کرده باشند و یا هزاران تجاوز و قتل و دزدی و غیره را بازهم خدای ناکرده انجام دهند چه کسی قادر است انها را رد یابی کند؟!!! هرچند بنده با اطمینان می گویم که اکثریت این مهاجران افرادی زحمتکش و محترم و با تقوا و کارگرند.
در هر حال انچه که مهم است این است که ملل منطقه با درک خوب و محبت امیز از یکدیگر با مدیریت دول خود قطعا اجازه تفرقه اندازی و شیطنت را به بیگانگان فرصت طلب نخواهند داد.
تا انجا که من مطالعه کردم و در سابقه مترجمی و راهنمای جهانگردی شخصا تجربه کردم ملل اروپایی و امریکایی ملت ایران و تاریخ ان را بشدت دوست دارند و طبعا باور ندارند که چنین ملتی و دولت چنین ملتی با این سابقه سازنده و درخشان چند هزار ساله در تمدن و فرهنگ جهان به غیر دوستی و صلح و مودت کاری انجام دهد.وزیر خارجه اتگلیس و دیگران هم لطف کنند زحمت زیادی برای تخریب وجهه ایران نکشند ! همه ملل دنیا و منجمله مردم انگلیس و امریکا هم دست انها را خوانده اند و پاسخ کوبنده مردم شریف امریکا به نئو محافظه کاران جنگ طلب و خونریز و گستاخ بوسیله انتخاب پرزیدنت اوبامای میانه رو و سپردن اکثریت کم سابقه هردو مجلس نمایندگان و سنای امریکا به حزب دمکرات را می توان در همین راستا تفسیر و تعبیر نمود.
Tuesday, November 25, 2008
new theory of said shogaiee saadi for "middle east peace"
"نظرییه پیشنهادی حل و فصل دایم و همه جانبه بحرانهای خاورمیانه"
"نظرییه پرداز -- سعید شجاعی سعدی"
پنجم اذر 1387 - شیراز - ایران
با توکل به خدا دومین نظرییه سیاسی جدید خوداینجانب سعید شجاعی سعدی ( اولین نظرییه را شما می توانید در همین وبلاگ با نام "ایران محور صلح و ثبات منطقه ای و جهانی " بخوانید) را بشرح ذیر تقدیم می کنم که بسیاری مشکلات مزمن و حل ناشده منطقه خاور میانه
و بویزه "فلسطین و سرزمینهای اشغالی اعراب توسط اسراییل" را با اجرای ان و تحت مدیریت محوری مشترک جمهوری اسلامی ایران و پنج عضو دایمی شورای امنیت سازمان ملل متحد و با همکاری قدرتهایی اثر گذار ی نظیر هند و ژاپن و ترکیه و پاکستان و کشورهای عربی یکبار برای همیشه حل و فصل نمایند. بنظر می رسد با اجرای این نظرییه پیشنهادی هم به ظلم و ستم و کشتار و تنگناههای تحمیلی اسراییل بر علیه فلسطینی ها و لبنانی ها خاتمه داده خواهد شد و هم مسابقات تسلیحاتی در منطقه کاهش فراوان خواهد یافت و هم سوریه مناطق اشغالی خود را پس خواهد گرفت و هم لبنان و اسراییل یک بار برای همیشه به صلح واقعی دست خواهند یافت و هم دو کشور اسراییل و فلسطین بر اساس قعطنامه های سازمان ملل تشکیل خواهد گردیدو هم در پایان این فرایند دیگر دلیلی برای جنگ روانی و رسانه ای اسراییل و غرب و امریکا با جمهوری اسلامی ایران باقی نمی ماند و همکاریهای سازنده جای کینه ورزی و کل کل های سیاسی و رسانه ای را خواهد گرفت و هم از همه مهمتر خطر یک جنگ جهانی خانمانسوز دیگر از بین خواهد رفت و هم بودجه های بسیار زیاد کنونی که همه کشورهای خاور میانه صرف مسایل نظامی می کنند صرف رفاه و رشد و توسعه کشورها و ملل منطقه خواهد گردید:
تبیین نظرییه پیشنهادی :
پیشنهاد می کنم غرب و بخصوص امریکا و انگلیس و فرانسه از یک سو و جمهوری اسلامی ایران (1) در یک دوره 4 ساله ( که می تواند با شروع دوره ریاست جمهوری پرزیدنت اوباما بعنوان چهل و چهارمین رئیس جمهوری تاریخ امریکا که از بیست رانویه 2009 -یعنی نزدیک به دو ماه دیگر - شروع می شود ) اغاز گردد - همه فعالیتهای سوی تبلیغاتی و وارد کردن اتهامات از هر نوع و به هر بهانه را بر ضد جمهوری اسلامی ایران ( و منجمله مسئله اتمی ایران ) و یا وارد کردن هر نوع اتهام از سوی جمهوری اسلامی ایران لغو نموده و ابتدا بدون هیچ پیش شرطی دو رئیس جمهور و وزرای خارجه و در کنار ان نمایندگان دو مجلس ایران و امریکا با هم وارد مذاکره مستقیم و بدون جنجال سیاسی و رسانه ای گردیده و چهار چوب کلان همکاریهای فی مابین (بدون در نظر داشت و وارد شدن به جزییات اختلافات و با کنا ر گذاشتن موقت نقاط کهنه مورد اختلاف ) را تدوین و تصویب نمایند و در مر حله بعد کنفرانس اشتی با مدیریت مشترک ایران و امریکا و روسیه و چین و انگلیس و فرانسه و با همکاری ژاپن و هند و ترکیه و پاکستان وکشورهای عربی ترجیحا در تهران و یا یکی از پایتخت های کشورهای نامبرده (عضو شورای امنیت) و یا در مقر اروپایی و نیویورک سازمان ملل متحد با حضور " اسراییل بعنوان یک طرف دعوا و فلسطین - که شامل حماس و سازمان ازادی بخش فلسطین بعنوان نمایندگان ملت فلسطین باشد- و نیز سوریه بعنوان کشوری که بلندیهای جولانش در اشغال اسراییل است و لبنان که بعنوان کشوری که مرتبا مورد تهاجم اسراییل قرارداشته است و مزارع "الشبای" ان در اشغال اسراییل است وبا حضور اردن بعنوان ناظر و در گیر غیر مستقیم اسراییل با کشورهای عربی ذکر شده تشکیل گردیده و مذاکرات بدون تعارف و ژست گیریهای بیهوده سیاسی و در محیطی ارام و دوستانه انجام پذیرد.
دستور کار کنفرانس صلح پیشنهادی :
1 -- تشکیل کشور مستقل فلسطین با هویت و ارتش و ساختار های مالی و اداری و مرزهای مشخص در نوار غزه و کرانه های باختری رود اردن در کنار کشور کنونی اسراییل با پایتختی بخش عرب نشین بیت المقدس .
2-- باز پس دادن بلندیهای جو لان به سوریه در قبال یک قرارد صلح و ترک مخاصمه رسمی فی مابین با ضمانت سازمان ملل و جمهوری اسلامی ایران و هند و ترکیه و پاکستان و کشو رهای عربی دیگر.
3-- پس دادن مزارع اشغالی توسط اسراییل به لبنان بترتیبی که در بند دوم ذکر گردید.
۴- اغاز مذاکرات اقتصادی و همکاریهای امنیتی و فرهنگی و توریستی منطقه ای و جهانی مرتبط با موضوع و کشورهای شرکت کننده در کنفرانس.
نهایتا بعد از عقد توافقنامه ها و قراردادهای رسمی مربوطه و طی مراحل اجرایی ان می تواند با احقاق حق فلسطینیان و سوریه و لبنان برسمیت شناختن اسراییل توسط جمهوری اسلامی ایران انجام و سفارتخانه های دو کشور در پایتخت کشور دیگر باز گشایی گردد .
تتیجگیری :
تجربه همکاری جمهوری اسلامی ایران با امریکا و شورای امنیت در مسئله افغانستان و عراق در مورد عقد قرار دا صلح بین گروههای سیاسی درون این دوکشور و تشکیل دولت های فعلی انها بخوبی نشان داد که هر گاه غرب و بخصوص امریکا سیاست احترام متقابل با جمهوری اسلامی ایران بر خورد کرده است نتایج غیر قابل تصوری را شاهد بوده است و بعکس هر گاه سیاست تحقیر و توهین و کج اندیشی را پیشه کرده مشکلات امریکا در منطقه صد چندان گردیده است . به بیان دیگر اگر امریکا نفوذ و قدرت مانور همه جانبه ج.ا.ا ایران در خاور میانه را بپذیرد و موقعیعت و حقوق همه جانبه انرا برسمیت شناسد و با ان تعامل سازنده نماید . نه تنها حل وفصل مسایل خاور میانه سخت و غیر قابل دسترس نیست که بسیار ممکن و ساده بنظر می رسند.
از سوی دیگر اکنون که دولت پرزیدنت اوباما با انتخاب قاطع مردم امریکا و با در اختیار داشتن هردو مجلس نمایندگان و سنای امریکا از بیست رانویه 2009 کارش را رسما اغاز خواهد کرد و شعار اصلی این دولت "تغییر" است و از سوی دیگر حالا که شورای امنیت اسراییل به دولت این کشور پیشنهاد داده است تا بلندیهای جولان را برای صلح دائم به سوریه بازگرداند و باز حالا که همه کشورها از درد و رنج مردم فلسطین بستوه امده اند جا دارد تا همه کشورهای اشاره شده در این "نظرییه" همت کنند ویکبار برای همیشه این مشکلات را حل و فصل نمایند.
============================================
(1) - بسیار بدیعی است در هنگام برگزاری ملاقات ها و مذاکرات و نیز در حین برگزاری کنفرانس صلح و مسایل جانبی ان انقدر حس احترام و اعتماد بین ایران اسلامی و غرب و اسراییل پدید خواهد امد که حتی در صورت بدبین بودن به نتایج کنفرانس صلح بدون شک و با احتمال زیاد بسیاری از مشکلات و منجمله مسئله هسته ای ایران با غرب حل و فصل خواهد شد.در این صورت خطر یک جنگ ویرانگر در منطقه خاور میانه که بنا بر پیش بینی من تا حد بسیار زیادی زئو پلتیک منطقه و جهان را می تواند دچار تغییر و تحول اساسی بنماید و تلفات بسیارگسترده و تخریب غیر قابل جبران منابع و محیط زیست را بهمراه داشته باشد جلوگیری خواهد شد.
"نظرییه پرداز -- سعید شجاعی سعدی"
پنجم اذر 1387 - شیراز - ایران
با توکل به خدا دومین نظرییه سیاسی جدید خوداینجانب سعید شجاعی سعدی ( اولین نظرییه را شما می توانید در همین وبلاگ با نام "ایران محور صلح و ثبات منطقه ای و جهانی " بخوانید) را بشرح ذیر تقدیم می کنم که بسیاری مشکلات مزمن و حل ناشده منطقه خاور میانه
و بویزه "فلسطین و سرزمینهای اشغالی اعراب توسط اسراییل" را با اجرای ان و تحت مدیریت محوری مشترک جمهوری اسلامی ایران و پنج عضو دایمی شورای امنیت سازمان ملل متحد و با همکاری قدرتهایی اثر گذار ی نظیر هند و ژاپن و ترکیه و پاکستان و کشورهای عربی یکبار برای همیشه حل و فصل نمایند. بنظر می رسد با اجرای این نظرییه پیشنهادی هم به ظلم و ستم و کشتار و تنگناههای تحمیلی اسراییل بر علیه فلسطینی ها و لبنانی ها خاتمه داده خواهد شد و هم مسابقات تسلیحاتی در منطقه کاهش فراوان خواهد یافت و هم سوریه مناطق اشغالی خود را پس خواهد گرفت و هم لبنان و اسراییل یک بار برای همیشه به صلح واقعی دست خواهند یافت و هم دو کشور اسراییل و فلسطین بر اساس قعطنامه های سازمان ملل تشکیل خواهد گردیدو هم در پایان این فرایند دیگر دلیلی برای جنگ روانی و رسانه ای اسراییل و غرب و امریکا با جمهوری اسلامی ایران باقی نمی ماند و همکاریهای سازنده جای کینه ورزی و کل کل های سیاسی و رسانه ای را خواهد گرفت و هم از همه مهمتر خطر یک جنگ جهانی خانمانسوز دیگر از بین خواهد رفت و هم بودجه های بسیار زیاد کنونی که همه کشورهای خاور میانه صرف مسایل نظامی می کنند صرف رفاه و رشد و توسعه کشورها و ملل منطقه خواهد گردید:
تبیین نظرییه پیشنهادی :
پیشنهاد می کنم غرب و بخصوص امریکا و انگلیس و فرانسه از یک سو و جمهوری اسلامی ایران (1) در یک دوره 4 ساله ( که می تواند با شروع دوره ریاست جمهوری پرزیدنت اوباما بعنوان چهل و چهارمین رئیس جمهوری تاریخ امریکا که از بیست رانویه 2009 -یعنی نزدیک به دو ماه دیگر - شروع می شود ) اغاز گردد - همه فعالیتهای سوی تبلیغاتی و وارد کردن اتهامات از هر نوع و به هر بهانه را بر ضد جمهوری اسلامی ایران ( و منجمله مسئله اتمی ایران ) و یا وارد کردن هر نوع اتهام از سوی جمهوری اسلامی ایران لغو نموده و ابتدا بدون هیچ پیش شرطی دو رئیس جمهور و وزرای خارجه و در کنار ان نمایندگان دو مجلس ایران و امریکا با هم وارد مذاکره مستقیم و بدون جنجال سیاسی و رسانه ای گردیده و چهار چوب کلان همکاریهای فی مابین (بدون در نظر داشت و وارد شدن به جزییات اختلافات و با کنا ر گذاشتن موقت نقاط کهنه مورد اختلاف ) را تدوین و تصویب نمایند و در مر حله بعد کنفرانس اشتی با مدیریت مشترک ایران و امریکا و روسیه و چین و انگلیس و فرانسه و با همکاری ژاپن و هند و ترکیه و پاکستان وکشورهای عربی ترجیحا در تهران و یا یکی از پایتخت های کشورهای نامبرده (عضو شورای امنیت) و یا در مقر اروپایی و نیویورک سازمان ملل متحد با حضور " اسراییل بعنوان یک طرف دعوا و فلسطین - که شامل حماس و سازمان ازادی بخش فلسطین بعنوان نمایندگان ملت فلسطین باشد- و نیز سوریه بعنوان کشوری که بلندیهای جولانش در اشغال اسراییل است و لبنان که بعنوان کشوری که مرتبا مورد تهاجم اسراییل قرارداشته است و مزارع "الشبای" ان در اشغال اسراییل است وبا حضور اردن بعنوان ناظر و در گیر غیر مستقیم اسراییل با کشورهای عربی ذکر شده تشکیل گردیده و مذاکرات بدون تعارف و ژست گیریهای بیهوده سیاسی و در محیطی ارام و دوستانه انجام پذیرد.
دستور کار کنفرانس صلح پیشنهادی :
1 -- تشکیل کشور مستقل فلسطین با هویت و ارتش و ساختار های مالی و اداری و مرزهای مشخص در نوار غزه و کرانه های باختری رود اردن در کنار کشور کنونی اسراییل با پایتختی بخش عرب نشین بیت المقدس .
2-- باز پس دادن بلندیهای جو لان به سوریه در قبال یک قرارد صلح و ترک مخاصمه رسمی فی مابین با ضمانت سازمان ملل و جمهوری اسلامی ایران و هند و ترکیه و پاکستان و کشو رهای عربی دیگر.
3-- پس دادن مزارع اشغالی توسط اسراییل به لبنان بترتیبی که در بند دوم ذکر گردید.
۴- اغاز مذاکرات اقتصادی و همکاریهای امنیتی و فرهنگی و توریستی منطقه ای و جهانی مرتبط با موضوع و کشورهای شرکت کننده در کنفرانس.
نهایتا بعد از عقد توافقنامه ها و قراردادهای رسمی مربوطه و طی مراحل اجرایی ان می تواند با احقاق حق فلسطینیان و سوریه و لبنان برسمیت شناختن اسراییل توسط جمهوری اسلامی ایران انجام و سفارتخانه های دو کشور در پایتخت کشور دیگر باز گشایی گردد .
تتیجگیری :
تجربه همکاری جمهوری اسلامی ایران با امریکا و شورای امنیت در مسئله افغانستان و عراق در مورد عقد قرار دا صلح بین گروههای سیاسی درون این دوکشور و تشکیل دولت های فعلی انها بخوبی نشان داد که هر گاه غرب و بخصوص امریکا سیاست احترام متقابل با جمهوری اسلامی ایران بر خورد کرده است نتایج غیر قابل تصوری را شاهد بوده است و بعکس هر گاه سیاست تحقیر و توهین و کج اندیشی را پیشه کرده مشکلات امریکا در منطقه صد چندان گردیده است . به بیان دیگر اگر امریکا نفوذ و قدرت مانور همه جانبه ج.ا.ا ایران در خاور میانه را بپذیرد و موقعیعت و حقوق همه جانبه انرا برسمیت شناسد و با ان تعامل سازنده نماید . نه تنها حل وفصل مسایل خاور میانه سخت و غیر قابل دسترس نیست که بسیار ممکن و ساده بنظر می رسند.
از سوی دیگر اکنون که دولت پرزیدنت اوباما با انتخاب قاطع مردم امریکا و با در اختیار داشتن هردو مجلس نمایندگان و سنای امریکا از بیست رانویه 2009 کارش را رسما اغاز خواهد کرد و شعار اصلی این دولت "تغییر" است و از سوی دیگر حالا که شورای امنیت اسراییل به دولت این کشور پیشنهاد داده است تا بلندیهای جولان را برای صلح دائم به سوریه بازگرداند و باز حالا که همه کشورها از درد و رنج مردم فلسطین بستوه امده اند جا دارد تا همه کشورهای اشاره شده در این "نظرییه" همت کنند ویکبار برای همیشه این مشکلات را حل و فصل نمایند.
============================================
(1) - بسیار بدیعی است در هنگام برگزاری ملاقات ها و مذاکرات و نیز در حین برگزاری کنفرانس صلح و مسایل جانبی ان انقدر حس احترام و اعتماد بین ایران اسلامی و غرب و اسراییل پدید خواهد امد که حتی در صورت بدبین بودن به نتایج کنفرانس صلح بدون شک و با احتمال زیاد بسیاری از مشکلات و منجمله مسئله هسته ای ایران با غرب حل و فصل خواهد شد.در این صورت خطر یک جنگ ویرانگر در منطقه خاور میانه که بنا بر پیش بینی من تا حد بسیار زیادی زئو پلتیک منطقه و جهان را می تواند دچار تغییر و تحول اساسی بنماید و تلفات بسیارگسترده و تخریب غیر قابل جبران منابع و محیط زیست را بهمراه داشته باشد جلوگیری خواهد شد.
Monday, November 24, 2008
تشکر و قدر دانی
تشکر و قدر دانی
بدینوسیله از همه خوانندگان و عزیزانی که به اعتبار عشق و خلوص و صداقت نویسنده این وبلاگ و اهمیت و نیز واقعیتگرا بودن مطالب و تحلیل های این وبلاگ و سایر وبلاگ های اینجانب سعید شجاعی سعدی با ارسال پیامک و ایمیل و یا مراجعات حضوری اظهار لطف می کنند ویا با انتقادات خودشان بنده را بعد از هدایت الهی رهنمون می سازند بینهایت ممنونم . حال چه پیامک ها و تلفن ها و ایمیل ها و نامه ها بدست من برسد ! و یا بهر دلیلی نرسد ! و از همه مجامع تخصصی و علمی و رسانه ای که احتمالا دعوت به سمینار علمی می کنند (چه انهایی که بدستم می رسد و بدلیل بعد مسافت و هزینه مربوطه و یا فرصت کم امکان حضور ندارم ) و چه انها که به هر دلیلی دعوت انها بدست من نمی رسد عرض می کنم از لطف همگی متشکرم. از لطف ان عزیزانی که نمی گذارند احتمالا موارد فوق بدستم برسد هم ممنونم !. در هر حال از حدود دوسال قبل با تشدید حملات رسانه ای و تهدیدات قدرتهای زورگو و گستاخ بر علیه تمامیت ارضی و استقلال و نظام احساس کردم باید هر انچه از تجربه و دانش و مهارتهای سه گانه (برنامه ریزی اجتماعی - کامپیوتر - و صنعت جهانگردی و تسلط بزبان انگلیسی )دارم.برای کاهش این تهدیدات وتبدیل انها بفرصت سازنده در حد وسع و امکانات ناچیزم استفاده کنم.! در این بین شاید هزاران و میلیونها نظر موافق و یا منتقد را به خود جلب کرده باشم . اما انچه که برای من صادقانه و خاشعانه اهمیت داشته و دارد انست که توانسته باشم برای تاریخ و کشور و نظام و مردم و استقلال و تمامیت ارضی و اتحاد و انسجام ملی ایران عزیز در حد وسع و امکانات ناچیزم مفید باشم که از شواهد و قرائن چنین می نمایاند که الحمدالله مفید فایده بوده ام. انهم در شرایطی که ریالی از این بابت خدای ناکرده از کسی و یا نهادی در یافت کرده باشم و نه تایید و تشویق مقامی را یدک کشیده ام (لطف نموده رد صلاحیت داوطلبی نمایندگی مجلس از شیراز برای مجلس هشتم را هم دستمزد همین تلاشها یم هدیه فرمودند که از سخاوتمندی انها ممنونم!) در حقیقت فقط و فقط لطف خدا و ائمه "ع" و محبت خالصانه مردم را به همراه داشته و دارم که این بهترین سرمایه هستی بخش برایم بوده و است .
در هر حال اگر علاقمندید تا بهترین های این وبلاگ را مطالعه کنید . ابتدا باید موضوعات مورد علاقه خود را تعیین کنید و سپس با مراجعه به عناوین مطالب نسبت به انتخاب و مطالعه انها اقدام کنید! مطالب این وبلاگ وسایر وبلاگهای اینجانب در 4 موضوع زیر خلاصه می شوند 1
1-- تحلیل های اخنصاصی مرتبط با مسایل بین ایران و غرب و بخصوص با امریکا
2-- پیشنهادات به مسئولین محترم جهت بهینه سازی ساختار و کارکرد مفیدتر نظام اداری و مسایل اجتماعی کشور.
3- تحلیل های مرتبط با مسایل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران.
4- تحلیلهای مرتبط با تحکیم و تثبیت صلح و امنیت و ثبات منطقه ای و جهانی .
لازم بذکر است که یک تئوری و نظرییه جدید نیز در مقابله با نظرییه مطرود پرزیدنت بوش در مورد "محور شرارت خواندن جمهوری اسلامی ایران" ارایه دادم که ج.ا.ا ایران را محور صلح و ثبات منطقه ای معرفی کرده و تحلیلا استدال نمودم که یک ایران قوی و با ثبات در پی خود برای منطقه و جهان صلح و ثبات به ارمغان می اورد و عکس این هم صادق است.
یاداوری بسیار مهم!
ضمنا بد نیست بدانید (و خود می توانید کنترل و پیگیری نمایید) خوشبختانه در جستجوی مطالب سیاسی و اجتماعی و تحلیلی در سطح اینترنت جهانی( در اعلام نتیجه جستجو ی موتورهای جستجوگر مهم نظیر گوگل و یا هو و ام اس ان و غیره) اکثرا و ب سایت های بنده در صحفه اول و یا دوم و بسیار بندرت پنجم قرار می گیرد که این مهم را برای خود و جمهوری اسلامی در بخش وبلاگنویسی تحلیلی با موضوعات سیاسی و اجتماعی در فضای مجازی اینترنت جهانی یک موفقیت بزرگ می دانم.این بنوبه خود در خنثی کردن هجمه های شدید رسانه ای در اینترنت و بر علیه ج.ا.ا بسیار مهم و کارامد عمل نموده است.
بدینوسیله از همه خوانندگان و عزیزانی که به اعتبار عشق و خلوص و صداقت نویسنده این وبلاگ و اهمیت و نیز واقعیتگرا بودن مطالب و تحلیل های این وبلاگ و سایر وبلاگ های اینجانب سعید شجاعی سعدی با ارسال پیامک و ایمیل و یا مراجعات حضوری اظهار لطف می کنند ویا با انتقادات خودشان بنده را بعد از هدایت الهی رهنمون می سازند بینهایت ممنونم . حال چه پیامک ها و تلفن ها و ایمیل ها و نامه ها بدست من برسد ! و یا بهر دلیلی نرسد ! و از همه مجامع تخصصی و علمی و رسانه ای که احتمالا دعوت به سمینار علمی می کنند (چه انهایی که بدستم می رسد و بدلیل بعد مسافت و هزینه مربوطه و یا فرصت کم امکان حضور ندارم ) و چه انها که به هر دلیلی دعوت انها بدست من نمی رسد عرض می کنم از لطف همگی متشکرم. از لطف ان عزیزانی که نمی گذارند احتمالا موارد فوق بدستم برسد هم ممنونم !. در هر حال از حدود دوسال قبل با تشدید حملات رسانه ای و تهدیدات قدرتهای زورگو و گستاخ بر علیه تمامیت ارضی و استقلال و نظام احساس کردم باید هر انچه از تجربه و دانش و مهارتهای سه گانه (برنامه ریزی اجتماعی - کامپیوتر - و صنعت جهانگردی و تسلط بزبان انگلیسی )دارم.برای کاهش این تهدیدات وتبدیل انها بفرصت سازنده در حد وسع و امکانات ناچیزم استفاده کنم.! در این بین شاید هزاران و میلیونها نظر موافق و یا منتقد را به خود جلب کرده باشم . اما انچه که برای من صادقانه و خاشعانه اهمیت داشته و دارد انست که توانسته باشم برای تاریخ و کشور و نظام و مردم و استقلال و تمامیت ارضی و اتحاد و انسجام ملی ایران عزیز در حد وسع و امکانات ناچیزم مفید باشم که از شواهد و قرائن چنین می نمایاند که الحمدالله مفید فایده بوده ام. انهم در شرایطی که ریالی از این بابت خدای ناکرده از کسی و یا نهادی در یافت کرده باشم و نه تایید و تشویق مقامی را یدک کشیده ام (لطف نموده رد صلاحیت داوطلبی نمایندگی مجلس از شیراز برای مجلس هشتم را هم دستمزد همین تلاشها یم هدیه فرمودند که از سخاوتمندی انها ممنونم!) در حقیقت فقط و فقط لطف خدا و ائمه "ع" و محبت خالصانه مردم را به همراه داشته و دارم که این بهترین سرمایه هستی بخش برایم بوده و است .
در هر حال اگر علاقمندید تا بهترین های این وبلاگ را مطالعه کنید . ابتدا باید موضوعات مورد علاقه خود را تعیین کنید و سپس با مراجعه به عناوین مطالب نسبت به انتخاب و مطالعه انها اقدام کنید! مطالب این وبلاگ وسایر وبلاگهای اینجانب در 4 موضوع زیر خلاصه می شوند 1
1-- تحلیل های اخنصاصی مرتبط با مسایل بین ایران و غرب و بخصوص با امریکا
2-- پیشنهادات به مسئولین محترم جهت بهینه سازی ساختار و کارکرد مفیدتر نظام اداری و مسایل اجتماعی کشور.
3- تحلیل های مرتبط با مسایل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران.
4- تحلیلهای مرتبط با تحکیم و تثبیت صلح و امنیت و ثبات منطقه ای و جهانی .
لازم بذکر است که یک تئوری و نظرییه جدید نیز در مقابله با نظرییه مطرود پرزیدنت بوش در مورد "محور شرارت خواندن جمهوری اسلامی ایران" ارایه دادم که ج.ا.ا ایران را محور صلح و ثبات منطقه ای معرفی کرده و تحلیلا استدال نمودم که یک ایران قوی و با ثبات در پی خود برای منطقه و جهان صلح و ثبات به ارمغان می اورد و عکس این هم صادق است.
یاداوری بسیار مهم!
ضمنا بد نیست بدانید (و خود می توانید کنترل و پیگیری نمایید) خوشبختانه در جستجوی مطالب سیاسی و اجتماعی و تحلیلی در سطح اینترنت جهانی( در اعلام نتیجه جستجو ی موتورهای جستجوگر مهم نظیر گوگل و یا هو و ام اس ان و غیره) اکثرا و ب سایت های بنده در صحفه اول و یا دوم و بسیار بندرت پنجم قرار می گیرد که این مهم را برای خود و جمهوری اسلامی در بخش وبلاگنویسی تحلیلی با موضوعات سیاسی و اجتماعی در فضای مجازی اینترنت جهانی یک موفقیت بزرگ می دانم.این بنوبه خود در خنثی کردن هجمه های شدید رسانه ای در اینترنت و بر علیه ج.ا.ا بسیار مهم و کارامد عمل نموده است.
Sunday, November 23, 2008
ایا حمله ای بر علیه ایران در راه است؟
به گزارش سایت انگلیسی "پرس تی وی " متعلق به صدا و سیمای کشور عزیزمان (که متن ان را در زیر می توانید بخوانید و بنقل از "ساندی رپورت - یا همان گزارش یکشنبه) اسکادران هایی از بم افکنهای اسراییلی در حال تمرین مخفیانه برای حمله احتمالی به کشور جمهوری اسلامی ایران می باشد!!! و در همین روز (یکشنبه سوم اذر ۸۷) یک گروه تحقیقاتی وپژوهشی به دولت اسراییل پیشنهاد داده است تا اول با پس دادن بلندیهای جولان به سوریه بشرط دوری از ایران و حزب الله لبنان و حماس و دوم با فشار بدولت پرزیدنت اوباما اصطلاحا جلوی اتمی شدن ایران اسلامی را بگیرد(نقل به مضمون).
-------------------------------------------
مرور موارد فوق برای کسانی که با شرایط سیاسی جدید منطقه و جهان بخصوص بعد از انتخاب پرزیدنت اوباما از طریق پیگیری احبار تحولات و تحلیل رویدادها اشنایی دارند. ادعاهای طرح شده بیشتر شبیهه به شوخی بنظر می ایند تا واقعیت. چرا که بنظر می رسد دولت و بویژه احزاب متعصب و تندرو اسراییل مثل حزب لیکود با طرح این گونه مسایل در واقع می خواهند به دولت اوباما فشار بیاورند تا قبل از هر نوع مذاکره احتمالی با جمهوری اسلامی ایران منافع و دغدغه های انها را هم لحاظ کند. وگرنه کدام دولتمرد وسیاستمدار و تحلیلگر منطقی و واقعیتگرای اسراییلی است که نداند حمله احتمالی به ایران توسط اسراییل یا امریکا یعنی واکنش بسیار کوبنده و تمام عیار ایران به ان.اما از سوی دیگر نباید فراموش کرد که هر چیزی در این عالم سیاست این دنیای "بی حساب و کتاب "ممکن است!!! فقط من در شگفتم مگر در کنفرانس اخیر ادیان که با حضور سران عرب و امریکا و اسراییل در امریکا برگزار گردید چه توافق "پشت پرده " احتمالی صورت گرفته و قول چه همکاریهای خیانت کارانه ای به امت اسلامی از سوی امرای عربی به اسراییل داده شده تا در همان کنفرانس رئیس جمهور اسراییل نوید همکاری امریکا و اسراییل و کشورهای عربی برعلیه ایران را بدهد(نقل بمضمون) شاید حالا اشکالات زورگویانه دکتر البرادعی "عرب" بر علیه فعالیت اتمی ایران را بهتر درک کرد که بنظر می رسد ایشان وظیفه سند سازی و پروند سازی را برای مورد دستاویز قرار گرفتن بر علیه ج.ا.ا توسط امریکا و اسراییل و کشورهای عربی در تهاجم احتمالی به ایران اسلامی را بر عهده داشته باشد . شاید بهتر باشد مسئولین محترم ذی ربط را به این موارد بفوریت توجه کنند!!!
پر واضخ است امنیت تک تک کشورهای منطقه ومنجمله امنیت اسراییل به امنیت و صلح و ثبات کل منطقه خاور میانه وابسته است. اگر ایران امنیت نداشته باشد بنظر می رسد که جمهوری اسلامی ایران احتمالا به هیچ کشوری اجازه نخواهد داد تا در منطقه امن بماند. بخصوص کشو رهایی که مخفیانه بر علیه او توطئه کرده اند.
می گویند جمع اضداد غیر ممکن است!! اما نمی دانم چرا سخت بنظر می رسد که امنیت جمهوری اسلامی و سوریه و لبنان و فلسطین و اسراییل بشدت بطور غیر قابل باور (مستقیم و غیر مستقیم ) بهم گره خورده است. و این مسئله را اسراییل نیز بنظر می رسد بخوبی می داند بهمین دلیل است که باور ندارم بویژه بعد از بروی کار امدن پرزیدنت اوبا ما حمله ای ناگهانی به ایران صورت پذیرد مگر قرار و توطئه ای" امریکایی-اسراییلی و عربی" صورت گرفته باشد تا قبل از بیست ژانویه (اول بهمن ۸۷) که قدرت رسما به اوباما واگذار می شود خدای ناکرده حمله ای به ایران صورت بگیرد که در این صورت باید انتظار جنگ جهانی سوم را در ادامه جنگ احتمالی را در نظر گرفت.هر چند بسیار بعید است برادران عرب ما در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و سایرین از توان همه جانبه ایران بی اطلاع باشند و بخواهند جغرافیایی ژئوپلتیک منطقه و جهان در پایان این جنگ بکلی توسط بازیگرانی که خواسته یا ناخواسته به این جنگ کشیده می شوند تغییر کند .!!!
راز موفقیت منطقه برای حفظ و تحمیق صلخ و ثبات و امنیت کشورهای منطقه در حفظ برادری و همکاریهای همه جانبه و احترام متقابلبین این کشو رها است و نه کینه و دشمنی و توطئه ای که سر انجامی بجز نابودی و به جهنم رفتن توطئه گران ندارد.بخصوص که اینده روابط ایران اسلامی و امریکای تحت ریاست جمهوری پرزیدنت اوباما احتمالا بسیار مثبت تر و سازنده تر از دوران قبل خواهد بود. یعنی منافع همه جانبه این دو کشور انها را وادار خواهد کرد بنوعی با هم کنار ایند و یا اختلافات را به خداقل ممکن برسانند.این هم یک پیش بینی سیاسی دیگر من است که خواهید دید دیر یازود مثل سایر پیش بینی ها بوقوع خواهد پیوست.
بقول سعدی:
"درخت دوستی بنشان که کام دل ببار ارد----- نهال دشمنی بر کن که رنج بیشمار ارد."
==================================
Israeli squadron devising attack on Iran?
Sun, 23 Nov 2008 16:22:01 GMT
The Israeli Air Force is reportedly holding secret training sessions to prepare for what may be a future attack on Iran's nuclear facilities.
An Israeli squadron is conducting dress rehearsals in the Negev desert, for a strike on Iran's nuclear infrastructureThe Sunday Times reported.
According to the Sunday report, the secret mission could lead to Israel's third and 'easily most dangerous' attack on a nuclear plant in three decades if it gets 'the political go-ahead'. Israel had earlier attacked nuclear plants in Iraq and Syria.
"We feel the future of Israel isn't safe and we want to do what we can to defend it," The Sunday Times quoted a pilot as saying on condition of anonymity.
This comes as some 120 US military personnel in the Nevatim air base near the Negev desert are adding the finishing touches to an advanced X-band radar system, with a range of 1,250 miles that will gravely enhance Israel's tactical capacity in the air.
The system is also believed to be capable of countering Iran's advanced Shahab-3 and the newly-tested Sejjil ballistic missiles. Earlier reports suggested that the system could also facilitate an Israeli air strike on Iran's nuclear facilities.
The Haaretz daily, meanwhile, reported on Sunday that Israeli defense chiefs are calling for contingency plans to be drawn up for military action against the Islamic Republic.
"Israel faces these threats almost alone ... It is imperative to mobilize the international community and obtain regional cooperation. The new American administration is an opportunity to do this," Haaretz quoted one of the military chiefs as saying.
The report came as US President George W. Bush and Israeli Prime Minister Ehud Olmert are to hold crucial White House talks in the wake of the latest UN nuclear watchdog report on Iran, which states that the agency 'has been able to continue to verify the non-diversion of declared nuclear material in Iran,' adding that there has been 'no indication' of Iran conducting nuclear reprocessing activities.
The Guardian has confirmed that Olmert sought a green light to strike Iranian nuclear installations in a May 14 meeting with President George W. Bush.
On July 13, The Sunday Times quoted a senior Pentagon official as saying that the Bush administration had given the 'amber light' to an Israeli plan to attack Iran by means of long-range bombing sorties.
"Amber means get on with your preparations, stand by for immediate attack and tell us when you're ready," said the official on condition of anonymity.
On October 12, The Times reported that there is the likelihood of Israel bypassing US warnings and unilaterally striking Iranian nuclear facilities in the same manner Georgia attacked South Ossetia.
"The experience of Georgia has given an amber, if not a green light to Israel (to attack Iran) and only Bush can switch that to red," The Times asserted.
ارسال به مسئولیت تاریخی !
یکشنبه 3 آذر 1387 | نوع مطلب :سیاسی و اجتماعی ،
نویسنده: سعید شجاعی سعدی said shogaiee saadi | نظرات (-)
هر انسانی در مقابل جامعه و تاریخ خود مسئول است و هر اندازه به این مسئولیت عمل کند به همان اندازه انسانی" مسئولیت پذیر است" و بعکس هر اندازه به این مسئولیت عمل نکند به همان اندازه "مسئولیت نا شناس" و یا" مسئولیت ناپذیر" است. حال این سئوال پیش می اید که اول تعریف مسئولیت چیست؟ و دوم ایا این مسئولیت اجباری است یا اختیاری؟ در پاسخ به سئوال اول بنظر می رسد تعریف مسئولیت ان باشد هر احساس وظیفه و یا عملی که انسان را جبرا یا اختیارا وا می دارد تا برای صلح و امنیت و رشد و توسعه جامعه و مردم خود در مسیر تاریخی ان مردم و ان جامعه گام بردارد - "مسئولیت" نام دارد. و درپاسخ به سئوال دوم معلوم است که مسئولیت هم اجباری است هم اختیاری . اختیاری است چرا که فرد می تواند با بی بندو باری محض با مسایل اطراف خود روبرو شود و باری به هر جهت عمل کند و از پذیرش مسئولیت و وظیفه طفره رود و اجباری است چرا که انسان جهان بینی دار - خود را عقلا در چارچوبی می بیند که در مقابل مسایل دور بر خود و همه عواملی که حیات سیاسی و اجتماعی و تاریخی و انسانی جامعه و مردم او را تهدید می کند تلاش می کند تا هر انچه را که باید و از دست و وسع او بر می اید انجام دهد تا همه ان تهدیدات را به فرصت تبدیل کند .
با این مقدمه کوتاه حالا به این بحث می رسیم که مسئولیت دو مفهوم خرد و کلان دارد مفهوم خردش همان تشکیل خانواده و تامین نیازهای مختلف (مالی - تحصیلی - پوشاک و تغذیه و ازدواج و غیره اعضای ) خانواده توسط پذیرش شغل است که این مسئولیت خرد در در جه اول بر ذمه سرپرست خانواده است و در در جه دوم بر گردن تک تک اعضای یک خانواده است . در این بین همه افرادی که به هر دلیلی مجرد می مانند ولی در مقابل مسئولیت های اجتماعی خود مسئولانه عمل می کنند و شغل می پذیرند و در فعالیت های کوچک اجتماعی و غیره شرکت می کنند ( چه برای تامین نیازهای زندگی و چه برای تامین نیازهای روحی و معنوی باشد ) را نیز می توان در همین راستا منظور نمود .
==========================================================
اما مسئولیت از دید من یک جنبه کلی تر هم دارد که یک انسان متعهد و مسئولیت پذیر را وا می دارد تا با پذیرش مسئولیت در زمینه های شغلی کلان و و غیر شغلی کلانگر مثل فعالیت های فراگیر اجتماعی (شامل فعالیتهای فرهنگی - هنری و غیره) و نیز سیاسی و علمی و پزوهشی و اموزشی و رسانه ای و صنعتی و غیره نه تنها مستقیما در رشد و توسعه همه جانبه جامعه و بالندگی تاریخی گام بردارد که بصورت غیر مستقیم به رشد و توسعه و بالندگی تاریخی جهان نیز کمک شایان نماید.
برخی افراد همه عمر خود را در یک زمینه خاص "مسئولیت" صرف می کنند مثلا در کسب مال و ثروت برای رفاه و پیشرفت خود و خانواده بسیار افراطی عمل می کنند و به هر قیمت ممکن و با زیر پا گذاشتن هر اصل و اصولی "پولدار" می شوند و برخی دیگر همین کار را با رعایت نسبی اصول انجام می دهند.
برخی دیگر اصلا در راه کسب ثروت شخصی تلاش نمی کنند و مسئولیت را در تلاش برای کسب رفاه و اسایش و رشد وتوسعه کل جامعه می بینند . این عده معمولا از لحاظ مالی ضعیف ولی از لحاظ علم و دانش و شرافت و اخلاق و دینداری و هنجارهای اجتماعی و قانونی بسیار پایپند و ارزشگرا می باشند.
بنظر می رسد گاهی این فرد نیست که به مسئولیت هویت و ارزش می دهد بلکه این مسئولیت است که به انسان هویت می دهد! پس حداقل در بعد مسئولیت سیاسی و اقتصادی کلانگر می توان گفت که همیشه مسئولیت برابر خدمت صادقانه برای پیشبرد اهداف عالیه جامعه و تاریخ نیست. چرا که عواملی چون منافع شخصی و یا جناحی یا حزبی می تواند مفاهیم کلماتی چون "صداقت" و "خدمت" و "پیشرفت" و "رشد و توسعه" را کاملا در جهات و درجات مختلف تغییر دهد!
بهمین دلیل شاید بتوان ادعا نمود که در جهان معاصر لزوما مسئولیت و حس مسئولیت پذیری همیشه بمعنی خدمت صادقانه ودر جهت منافع و امنیت و صلح جمعی نیست !
درست نقطه انحراف ارزشی در تعریف مسئولیت و مسئولیت شناسی از همین تفاوت ارزش گزاریها اغاز می گردد . وقتی فرد و یا گروهی و یا حزب و کشوری "کشتار و شکنجه و محاصره و ایزوله همه جانبه و در بند کشیدن همنوع را "مبارزه با بی عدالتی و ظلم و جهل و یا استبداد و یا دادن ازادی و حقوق پایمال شده و یا دفاع مشروع تعریف می کند . و هیچ احساس گناه یا شرم هم ندارد در این حالت مسئولیت و مسئولیت پذیری جای خود را به وحشیگری مطلق تحت عناوین مشروع می دهند!
در اینجا است که احساسی مسئولیت دینی می تواند تا حد بسیار زیادی از ان وحشیگرها تحت عناوین مقدس و مشروع جلوگیری نماید.
=======================================================
احساس تکلیف من !
برای پاسخ گویی به مسئولیت شخصی در قبال جامعه و تاریخ (و از همه بالا تر خدا) و نیز برای پاسخگویی به حس مسئولیت پذیری و انجام وظیفه ای که هیچ کس بجز "درک و شعور و اراده خودم " ان را بر اساس احساس تکلیف دینی و الهی و ارشهای انسانی تحمیل نکرده بود . حدود دو سالی است که با نگارش تحلیل و مقاله های اینترنتی در وبلاگهای چند گانه خود سعی کردم تا حالا که بر اساس اعتقادات " ثروت اندوزی و شهرت و قدرت و شهوت طلبی " را بها نداده ام و از طرفی کشور و تاریخ و مردم و نظام و خلاصه همه چیز کشورم را در خطر هجمه تبلیغاتی و سیاسی و تهدیدات نظامی قدرتهای یافتم که خود را حق مطلق و صاحب زمان و زمین می دانند و تاریخشان نشان داده است که کشتار عظیم همنوع برای انها مثل اب خوردن است . من نیز با کنار زدن همه بی مهریها و تنگنا ها پیرامونی خود و با استفاده از فضای مجانی و مجازی محیطهای مختلف وب به نشر عقایدم و تشریح و تحلیل مسایل پیش روی جمهوری اسلامی ایران بخصوص در رابطه با روابط بین الملل و بویزه رابطه با امریکا به عنوان تنها ابر قدرت حال حاضر جهان که بیشترین فشار و تبلیغات و تهدیدات خارجی نسبت به ایران از ناحیه ان صورت گرفته و می گیرد بپردازم تا از این تلاش در حد وسع و دانش و قدرت هوش و استعداد خداداده به تبیین و تشریح و ارایه هشدار بپردازم و گاه هم که احساس می کردم تحلیلهای بنده نوعا ممکن است تبعات خاصی داشته باشد از ارایه ان در سایت خوداری و در قالب نامه به مسئولین محترم ذی ربط ارسال می نمودم .
بررسی شاخص های ارزیابی اینترنتی نشان می دهد که در همه موتورهای جستجوگر مطالب وبلاگهای بنده عناوین صحفه یک یا دو و بندرت هم تا صفحه پنجم جستجوی موتورهای جستجوگر "یاهو " و "ام.اس.ان" و "گوگل " و "مایکروسافت لیو" و غیره را در جهان بخود اختصاص داده است . که در در جه اول این را یک لطف الهی و درجه دوم یک افتخار برای جامعه وبلاگ نویسی ایران اسلامی می دانم که اگر توجه کنیم که علاقمندان به مسایل و تحلیل های سیاسی در اینتر نت چندان زیاد نیستند و معمولا اساتید و دانشجویان و علاقمندان و فعالان حوزه سیاست و جامعه و مسئولین دستگاههای اجرایی و امنیتی به چنین مطالب و سایت های بطور با لقوه علاقه دارند. پس می توان نتیجه گرفت که مطالب وبلاگهای بنده را علاوه بر خوانندگان معمولی فرهیختگان و متفکرین و اندیشمندان و مجریان سیاسی داخلی و خارجی نیز مطالعه می کنند
و از انجا که از اول استفاده از مطالب وبلاگهایم را برای همگان با ذکر منبع ازاد اعلام کردم لذا بسیاری این مطالب را با ذکر و یا بدون ذکر منبع مورد استفاده قرار داده و می دهند که از هردو این گروه ممنونم . بنظر م می رسد توانسته باشم در تحکیم صلح و ثبات و نظام و امنیت میهن اسلامی و منطقه در حد توان و وسع خود و فقط و فقط بعنوان یک شهروند بی ادعای ایرانی گامهای مثبتی را بر دارم که دعوت مجامع بین المللی نظیر سازمان کارجهانی و غیره برای شرکت در سمینارها (هرچند که بدلیل مشکلات مالی و بعد مسافت و فرصت نامناسب و دیگر موانع رفتن به انها امکان پذیر نیست) بیانگر تاثیرات مثبت این فعالیت ها در لطیف ساختن فضای خارجی نسبت به جمهوری اسلامی ایران(باز تاکید می کنم در حد وسع و امکانات ناچیز م ) برای جلو گیری از وقوع جنگ و نزاع خانمانسوز باشد.اما خالصانه و صادقانه عرض می کنم نه تعداد و نه نوع خوانندگان ابدا و اصلا برایم اهمیت ندارد . انچه که به من شادی و شعف وصف نا پذیر می دهد انست که احساس می کنم با بسته بودن دست و پا هایم و در نهایت محاصره و ایزوله کامل اما نا محسوس توانسته ام انشالله رضای خدا و سربلندی نظام و مردم و پاسداشت خون همه شهدایی که برای دوام و قوام استقلال و تمامیت ارضی ما ریخته شده است را در حد توان و وسع محدودم نه تنها در داخل که در جهان انجام داده باشم . پر واضح است فعالیتی این چنینی دوست و دشمنان فراوانی را در همه زمیینه ها می تراشد که با توجه به عدم وابستگی جناحی بنظر می رسد بر حجم و دامنه ان نیز افزوده باشد که در هر حال از صمیم دل موفقیت تاریخی مردم و کشور و نظام را موفقیت و افتخار ابدی خود می دانم لذا تحمل این رفتارها را هم در همین راستا تعبیر و تحمل می نمایم. و از اول هم منتظر به به و چه چه دیگران نبودم . به امید موفقیت و سربلندی و عزت نظام و ایران وایرانی در پناه صلح و امنیت و ازادی و عدالت. یا حق
برای خود و همه ملت عزیز ایران و شما خواننده گرامی - زندگی با عزت برای دنیا و امرزش برای اخرتمان از خداوند بزرگ خالصانه و خاشعانه طلب می نمایم.
م
-------------------------------------------
مرور موارد فوق برای کسانی که با شرایط سیاسی جدید منطقه و جهان بخصوص بعد از انتخاب پرزیدنت اوباما از طریق پیگیری احبار تحولات و تحلیل رویدادها اشنایی دارند. ادعاهای طرح شده بیشتر شبیهه به شوخی بنظر می ایند تا واقعیت. چرا که بنظر می رسد دولت و بویژه احزاب متعصب و تندرو اسراییل مثل حزب لیکود با طرح این گونه مسایل در واقع می خواهند به دولت اوباما فشار بیاورند تا قبل از هر نوع مذاکره احتمالی با جمهوری اسلامی ایران منافع و دغدغه های انها را هم لحاظ کند. وگرنه کدام دولتمرد وسیاستمدار و تحلیلگر منطقی و واقعیتگرای اسراییلی است که نداند حمله احتمالی به ایران توسط اسراییل یا امریکا یعنی واکنش بسیار کوبنده و تمام عیار ایران به ان.اما از سوی دیگر نباید فراموش کرد که هر چیزی در این عالم سیاست این دنیای "بی حساب و کتاب "ممکن است!!! فقط من در شگفتم مگر در کنفرانس اخیر ادیان که با حضور سران عرب و امریکا و اسراییل در امریکا برگزار گردید چه توافق "پشت پرده " احتمالی صورت گرفته و قول چه همکاریهای خیانت کارانه ای به امت اسلامی از سوی امرای عربی به اسراییل داده شده تا در همان کنفرانس رئیس جمهور اسراییل نوید همکاری امریکا و اسراییل و کشورهای عربی برعلیه ایران را بدهد(نقل بمضمون) شاید حالا اشکالات زورگویانه دکتر البرادعی "عرب" بر علیه فعالیت اتمی ایران را بهتر درک کرد که بنظر می رسد ایشان وظیفه سند سازی و پروند سازی را برای مورد دستاویز قرار گرفتن بر علیه ج.ا.ا توسط امریکا و اسراییل و کشورهای عربی در تهاجم احتمالی به ایران اسلامی را بر عهده داشته باشد . شاید بهتر باشد مسئولین محترم ذی ربط را به این موارد بفوریت توجه کنند!!!
پر واضخ است امنیت تک تک کشورهای منطقه ومنجمله امنیت اسراییل به امنیت و صلح و ثبات کل منطقه خاور میانه وابسته است. اگر ایران امنیت نداشته باشد بنظر می رسد که جمهوری اسلامی ایران احتمالا به هیچ کشوری اجازه نخواهد داد تا در منطقه امن بماند. بخصوص کشو رهایی که مخفیانه بر علیه او توطئه کرده اند.
می گویند جمع اضداد غیر ممکن است!! اما نمی دانم چرا سخت بنظر می رسد که امنیت جمهوری اسلامی و سوریه و لبنان و فلسطین و اسراییل بشدت بطور غیر قابل باور (مستقیم و غیر مستقیم ) بهم گره خورده است. و این مسئله را اسراییل نیز بنظر می رسد بخوبی می داند بهمین دلیل است که باور ندارم بویژه بعد از بروی کار امدن پرزیدنت اوبا ما حمله ای ناگهانی به ایران صورت پذیرد مگر قرار و توطئه ای" امریکایی-اسراییلی و عربی" صورت گرفته باشد تا قبل از بیست ژانویه (اول بهمن ۸۷) که قدرت رسما به اوباما واگذار می شود خدای ناکرده حمله ای به ایران صورت بگیرد که در این صورت باید انتظار جنگ جهانی سوم را در ادامه جنگ احتمالی را در نظر گرفت.هر چند بسیار بعید است برادران عرب ما در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و سایرین از توان همه جانبه ایران بی اطلاع باشند و بخواهند جغرافیایی ژئوپلتیک منطقه و جهان در پایان این جنگ بکلی توسط بازیگرانی که خواسته یا ناخواسته به این جنگ کشیده می شوند تغییر کند .!!!
راز موفقیت منطقه برای حفظ و تحمیق صلخ و ثبات و امنیت کشورهای منطقه در حفظ برادری و همکاریهای همه جانبه و احترام متقابلبین این کشو رها است و نه کینه و دشمنی و توطئه ای که سر انجامی بجز نابودی و به جهنم رفتن توطئه گران ندارد.بخصوص که اینده روابط ایران اسلامی و امریکای تحت ریاست جمهوری پرزیدنت اوباما احتمالا بسیار مثبت تر و سازنده تر از دوران قبل خواهد بود. یعنی منافع همه جانبه این دو کشور انها را وادار خواهد کرد بنوعی با هم کنار ایند و یا اختلافات را به خداقل ممکن برسانند.این هم یک پیش بینی سیاسی دیگر من است که خواهید دید دیر یازود مثل سایر پیش بینی ها بوقوع خواهد پیوست.
بقول سعدی:
"درخت دوستی بنشان که کام دل ببار ارد----- نهال دشمنی بر کن که رنج بیشمار ارد."
==================================
Israeli squadron devising attack on Iran?
Sun, 23 Nov 2008 16:22:01 GMT
The Israeli Air Force is reportedly holding secret training sessions to prepare for what may be a future attack on Iran's nuclear facilities.
An Israeli squadron is conducting dress rehearsals in the Negev desert, for a strike on Iran's nuclear infrastructureThe Sunday Times reported.
According to the Sunday report, the secret mission could lead to Israel's third and 'easily most dangerous' attack on a nuclear plant in three decades if it gets 'the political go-ahead'. Israel had earlier attacked nuclear plants in Iraq and Syria.
"We feel the future of Israel isn't safe and we want to do what we can to defend it," The Sunday Times quoted a pilot as saying on condition of anonymity.
This comes as some 120 US military personnel in the Nevatim air base near the Negev desert are adding the finishing touches to an advanced X-band radar system, with a range of 1,250 miles that will gravely enhance Israel's tactical capacity in the air.
The system is also believed to be capable of countering Iran's advanced Shahab-3 and the newly-tested Sejjil ballistic missiles. Earlier reports suggested that the system could also facilitate an Israeli air strike on Iran's nuclear facilities.
The Haaretz daily, meanwhile, reported on Sunday that Israeli defense chiefs are calling for contingency plans to be drawn up for military action against the Islamic Republic.
"Israel faces these threats almost alone ... It is imperative to mobilize the international community and obtain regional cooperation. The new American administration is an opportunity to do this," Haaretz quoted one of the military chiefs as saying.
The report came as US President George W. Bush and Israeli Prime Minister Ehud Olmert are to hold crucial White House talks in the wake of the latest UN nuclear watchdog report on Iran, which states that the agency 'has been able to continue to verify the non-diversion of declared nuclear material in Iran,' adding that there has been 'no indication' of Iran conducting nuclear reprocessing activities.
The Guardian has confirmed that Olmert sought a green light to strike Iranian nuclear installations in a May 14 meeting with President George W. Bush.
On July 13, The Sunday Times quoted a senior Pentagon official as saying that the Bush administration had given the 'amber light' to an Israeli plan to attack Iran by means of long-range bombing sorties.
"Amber means get on with your preparations, stand by for immediate attack and tell us when you're ready," said the official on condition of anonymity.
On October 12, The Times reported that there is the likelihood of Israel bypassing US warnings and unilaterally striking Iranian nuclear facilities in the same manner Georgia attacked South Ossetia.
"The experience of Georgia has given an amber, if not a green light to Israel (to attack Iran) and only Bush can switch that to red," The Times asserted.
ارسال به مسئولیت تاریخی !
یکشنبه 3 آذر 1387 | نوع مطلب :سیاسی و اجتماعی ،
نویسنده: سعید شجاعی سعدی said shogaiee saadi | نظرات (-)
هر انسانی در مقابل جامعه و تاریخ خود مسئول است و هر اندازه به این مسئولیت عمل کند به همان اندازه انسانی" مسئولیت پذیر است" و بعکس هر اندازه به این مسئولیت عمل نکند به همان اندازه "مسئولیت نا شناس" و یا" مسئولیت ناپذیر" است. حال این سئوال پیش می اید که اول تعریف مسئولیت چیست؟ و دوم ایا این مسئولیت اجباری است یا اختیاری؟ در پاسخ به سئوال اول بنظر می رسد تعریف مسئولیت ان باشد هر احساس وظیفه و یا عملی که انسان را جبرا یا اختیارا وا می دارد تا برای صلح و امنیت و رشد و توسعه جامعه و مردم خود در مسیر تاریخی ان مردم و ان جامعه گام بردارد - "مسئولیت" نام دارد. و درپاسخ به سئوال دوم معلوم است که مسئولیت هم اجباری است هم اختیاری . اختیاری است چرا که فرد می تواند با بی بندو باری محض با مسایل اطراف خود روبرو شود و باری به هر جهت عمل کند و از پذیرش مسئولیت و وظیفه طفره رود و اجباری است چرا که انسان جهان بینی دار - خود را عقلا در چارچوبی می بیند که در مقابل مسایل دور بر خود و همه عواملی که حیات سیاسی و اجتماعی و تاریخی و انسانی جامعه و مردم او را تهدید می کند تلاش می کند تا هر انچه را که باید و از دست و وسع او بر می اید انجام دهد تا همه ان تهدیدات را به فرصت تبدیل کند .
با این مقدمه کوتاه حالا به این بحث می رسیم که مسئولیت دو مفهوم خرد و کلان دارد مفهوم خردش همان تشکیل خانواده و تامین نیازهای مختلف (مالی - تحصیلی - پوشاک و تغذیه و ازدواج و غیره اعضای ) خانواده توسط پذیرش شغل است که این مسئولیت خرد در در جه اول بر ذمه سرپرست خانواده است و در در جه دوم بر گردن تک تک اعضای یک خانواده است . در این بین همه افرادی که به هر دلیلی مجرد می مانند ولی در مقابل مسئولیت های اجتماعی خود مسئولانه عمل می کنند و شغل می پذیرند و در فعالیت های کوچک اجتماعی و غیره شرکت می کنند ( چه برای تامین نیازهای زندگی و چه برای تامین نیازهای روحی و معنوی باشد ) را نیز می توان در همین راستا منظور نمود .
==========================================================
اما مسئولیت از دید من یک جنبه کلی تر هم دارد که یک انسان متعهد و مسئولیت پذیر را وا می دارد تا با پذیرش مسئولیت در زمینه های شغلی کلان و و غیر شغلی کلانگر مثل فعالیت های فراگیر اجتماعی (شامل فعالیتهای فرهنگی - هنری و غیره) و نیز سیاسی و علمی و پزوهشی و اموزشی و رسانه ای و صنعتی و غیره نه تنها مستقیما در رشد و توسعه همه جانبه جامعه و بالندگی تاریخی گام بردارد که بصورت غیر مستقیم به رشد و توسعه و بالندگی تاریخی جهان نیز کمک شایان نماید.
برخی افراد همه عمر خود را در یک زمینه خاص "مسئولیت" صرف می کنند مثلا در کسب مال و ثروت برای رفاه و پیشرفت خود و خانواده بسیار افراطی عمل می کنند و به هر قیمت ممکن و با زیر پا گذاشتن هر اصل و اصولی "پولدار" می شوند و برخی دیگر همین کار را با رعایت نسبی اصول انجام می دهند.
برخی دیگر اصلا در راه کسب ثروت شخصی تلاش نمی کنند و مسئولیت را در تلاش برای کسب رفاه و اسایش و رشد وتوسعه کل جامعه می بینند . این عده معمولا از لحاظ مالی ضعیف ولی از لحاظ علم و دانش و شرافت و اخلاق و دینداری و هنجارهای اجتماعی و قانونی بسیار پایپند و ارزشگرا می باشند.
بنظر می رسد گاهی این فرد نیست که به مسئولیت هویت و ارزش می دهد بلکه این مسئولیت است که به انسان هویت می دهد! پس حداقل در بعد مسئولیت سیاسی و اقتصادی کلانگر می توان گفت که همیشه مسئولیت برابر خدمت صادقانه برای پیشبرد اهداف عالیه جامعه و تاریخ نیست. چرا که عواملی چون منافع شخصی و یا جناحی یا حزبی می تواند مفاهیم کلماتی چون "صداقت" و "خدمت" و "پیشرفت" و "رشد و توسعه" را کاملا در جهات و درجات مختلف تغییر دهد!
بهمین دلیل شاید بتوان ادعا نمود که در جهان معاصر لزوما مسئولیت و حس مسئولیت پذیری همیشه بمعنی خدمت صادقانه ودر جهت منافع و امنیت و صلح جمعی نیست !
درست نقطه انحراف ارزشی در تعریف مسئولیت و مسئولیت شناسی از همین تفاوت ارزش گزاریها اغاز می گردد . وقتی فرد و یا گروهی و یا حزب و کشوری "کشتار و شکنجه و محاصره و ایزوله همه جانبه و در بند کشیدن همنوع را "مبارزه با بی عدالتی و ظلم و جهل و یا استبداد و یا دادن ازادی و حقوق پایمال شده و یا دفاع مشروع تعریف می کند . و هیچ احساس گناه یا شرم هم ندارد در این حالت مسئولیت و مسئولیت پذیری جای خود را به وحشیگری مطلق تحت عناوین مشروع می دهند!
در اینجا است که احساسی مسئولیت دینی می تواند تا حد بسیار زیادی از ان وحشیگرها تحت عناوین مقدس و مشروع جلوگیری نماید.
=======================================================
احساس تکلیف من !
برای پاسخ گویی به مسئولیت شخصی در قبال جامعه و تاریخ (و از همه بالا تر خدا) و نیز برای پاسخگویی به حس مسئولیت پذیری و انجام وظیفه ای که هیچ کس بجز "درک و شعور و اراده خودم " ان را بر اساس احساس تکلیف دینی و الهی و ارشهای انسانی تحمیل نکرده بود . حدود دو سالی است که با نگارش تحلیل و مقاله های اینترنتی در وبلاگهای چند گانه خود سعی کردم تا حالا که بر اساس اعتقادات " ثروت اندوزی و شهرت و قدرت و شهوت طلبی " را بها نداده ام و از طرفی کشور و تاریخ و مردم و نظام و خلاصه همه چیز کشورم را در خطر هجمه تبلیغاتی و سیاسی و تهدیدات نظامی قدرتهای یافتم که خود را حق مطلق و صاحب زمان و زمین می دانند و تاریخشان نشان داده است که کشتار عظیم همنوع برای انها مثل اب خوردن است . من نیز با کنار زدن همه بی مهریها و تنگنا ها پیرامونی خود و با استفاده از فضای مجانی و مجازی محیطهای مختلف وب به نشر عقایدم و تشریح و تحلیل مسایل پیش روی جمهوری اسلامی ایران بخصوص در رابطه با روابط بین الملل و بویزه رابطه با امریکا به عنوان تنها ابر قدرت حال حاضر جهان که بیشترین فشار و تبلیغات و تهدیدات خارجی نسبت به ایران از ناحیه ان صورت گرفته و می گیرد بپردازم تا از این تلاش در حد وسع و دانش و قدرت هوش و استعداد خداداده به تبیین و تشریح و ارایه هشدار بپردازم و گاه هم که احساس می کردم تحلیلهای بنده نوعا ممکن است تبعات خاصی داشته باشد از ارایه ان در سایت خوداری و در قالب نامه به مسئولین محترم ذی ربط ارسال می نمودم .
بررسی شاخص های ارزیابی اینترنتی نشان می دهد که در همه موتورهای جستجوگر مطالب وبلاگهای بنده عناوین صحفه یک یا دو و بندرت هم تا صفحه پنجم جستجوی موتورهای جستجوگر "یاهو " و "ام.اس.ان" و "گوگل " و "مایکروسافت لیو" و غیره را در جهان بخود اختصاص داده است . که در در جه اول این را یک لطف الهی و درجه دوم یک افتخار برای جامعه وبلاگ نویسی ایران اسلامی می دانم که اگر توجه کنیم که علاقمندان به مسایل و تحلیل های سیاسی در اینتر نت چندان زیاد نیستند و معمولا اساتید و دانشجویان و علاقمندان و فعالان حوزه سیاست و جامعه و مسئولین دستگاههای اجرایی و امنیتی به چنین مطالب و سایت های بطور با لقوه علاقه دارند. پس می توان نتیجه گرفت که مطالب وبلاگهای بنده را علاوه بر خوانندگان معمولی فرهیختگان و متفکرین و اندیشمندان و مجریان سیاسی داخلی و خارجی نیز مطالعه می کنند
و از انجا که از اول استفاده از مطالب وبلاگهایم را برای همگان با ذکر منبع ازاد اعلام کردم لذا بسیاری این مطالب را با ذکر و یا بدون ذکر منبع مورد استفاده قرار داده و می دهند که از هردو این گروه ممنونم . بنظر م می رسد توانسته باشم در تحکیم صلح و ثبات و نظام و امنیت میهن اسلامی و منطقه در حد توان و وسع خود و فقط و فقط بعنوان یک شهروند بی ادعای ایرانی گامهای مثبتی را بر دارم که دعوت مجامع بین المللی نظیر سازمان کارجهانی و غیره برای شرکت در سمینارها (هرچند که بدلیل مشکلات مالی و بعد مسافت و فرصت نامناسب و دیگر موانع رفتن به انها امکان پذیر نیست) بیانگر تاثیرات مثبت این فعالیت ها در لطیف ساختن فضای خارجی نسبت به جمهوری اسلامی ایران(باز تاکید می کنم در حد وسع و امکانات ناچیز م ) برای جلو گیری از وقوع جنگ و نزاع خانمانسوز باشد.اما خالصانه و صادقانه عرض می کنم نه تعداد و نه نوع خوانندگان ابدا و اصلا برایم اهمیت ندارد . انچه که به من شادی و شعف وصف نا پذیر می دهد انست که احساس می کنم با بسته بودن دست و پا هایم و در نهایت محاصره و ایزوله کامل اما نا محسوس توانسته ام انشالله رضای خدا و سربلندی نظام و مردم و پاسداشت خون همه شهدایی که برای دوام و قوام استقلال و تمامیت ارضی ما ریخته شده است را در حد توان و وسع محدودم نه تنها در داخل که در جهان انجام داده باشم . پر واضح است فعالیتی این چنینی دوست و دشمنان فراوانی را در همه زمیینه ها می تراشد که با توجه به عدم وابستگی جناحی بنظر می رسد بر حجم و دامنه ان نیز افزوده باشد که در هر حال از صمیم دل موفقیت تاریخی مردم و کشور و نظام را موفقیت و افتخار ابدی خود می دانم لذا تحمل این رفتارها را هم در همین راستا تعبیر و تحمل می نمایم. و از اول هم منتظر به به و چه چه دیگران نبودم . به امید موفقیت و سربلندی و عزت نظام و ایران وایرانی در پناه صلح و امنیت و ازادی و عدالت. یا حق
برای خود و همه ملت عزیز ایران و شما خواننده گرامی - زندگی با عزت برای دنیا و امرزش برای اخرتمان از خداوند بزرگ خالصانه و خاشعانه طلب می نمایم.
م
Saturday, November 22, 2008
گزارش شورای اطلاعات امریکا
گزارش اخیر شورای اطلاعات(ملی) امریکا (که از 15 سازمان و نهاد اطلاعاتی و امنیتی امریکا تشکیل شده است ) در مورد وضعیت جهان تا سال 2025 - ضمن انکه از لحاظ سیاسی و امنیتی و اقتصادی اوضاع جهان را بررسی و نتیجه گیری نموده که امریکا در ان سال از موقعیت مالی و سیاسی و امنیتی چندان مناسبی برخوردار نحواهد بود(نقل به مضمون) و همچنین پیش بینی کرده اند که روسیه و هند و چین از یک سو و از سوی دیگر سه قدرت مسلمان (و غیر عرب ) ایران و اندونزی و ترکیه تا ان سال از لحاظ رشد و توسعه به سطح پیشرفته و توسعه یافتگی قابل قبولی خواهند رسید و در دنیا بعنوان قدرتهای سیاسی و نظامی و اقتصادی بزرگ قد علم خواهند کردو امریکا و غرب بخشی از قدرت و موقعیت تجاری و صنعتی و سیاسی خود را به این کشورها وا خواهند گذاشت . که به بیان دیگر نوید یک دنیای چند قطبی در سال 2025 را می دهند.
در اینجا توجه به چند نکته ضروری بنظر می رسد که اهم ان انتشار این گزارش در اخرین ماه های حکومت نئو محافظه کاران جمهوری خواه در امریکا است که احتمالا نباید اتفاقی باشد - چرا که بنظر من (که می تواند درست یا غلط باشد) این شورا با انتشار این گزارش در این ایام خواسته است:
اول- به مردم و سیاستمداران امریکا هشدار دهد که قدرت و اقتصاد و نفوذ امریکا بر اثر اشتباهات سیاستمداران و احزاب امریکا و مشکلات اجتماعی جامعه امریکا در جهان روبه افول است تا به این وسیله حساسیت رسانه ها و مردم و سیاستمداران امریکا را برای جلوگیری از این پدیده و نیز تدارک راه حل های پیش گیرانه لازم بر انگیزد .
دوم - بنوعی اعتراف به زورگوییها وسیاستهای غلط دولتمردان امریکا در مورد کشورهای دیگر است.به بیان شفاف تر بطور ضمنی بنظر می رسد سیاستهای جنگی و تجاوزکارانه امریکا طی هشت سال گذشته را زیر سئوال می برد و بخشی از رکود و مشکلات فراوان امریکا را در زمان حاضر بگردن نئومحافظه کاران امریکا می اندازد.
3- این گزارش بنظر می رسد در لفافه تلاش می کند تا دولت پرزیدنت باراک اوباما را(که از بیست زانویه 2009 برابر با اول بهمن 87 قدرت را رسما از دولت فعلی پرزیدنت بوش تحویل می گیرد ) تشویق می کند تا با کشورهای دیگر وبخصوص ایران و چین و روسیه و هند رفتاری شایسته تر را اعمال نماید و با انها تعاملات و همکاریهای نوین و مثبتی را در همه زمینه ها اغاز کند.
4- در این گزارش امده است تا امریکا با وارد کردن جمهوری اسلامی ایران به نظام مالی و اقتصادی وسیاسی بسیار مهم جهان ( شاید و از جمله مثل وارد کردن ایران به شورای امنیت و در مسئولیتهای مدیریتی چون انرزی هسته ای بین المللی و بانک جهانی و نیز اوپک وامثالهم ) تا مثلا از دید ارایه دهندگان این گزارش ایران را از دست یابی به تکنولوزی کامل هسته ای باز دارند تا باز هم مثلا مسابقه تسلیحاتی هسته ای در منطقه خاور میانه در نگیرد.
۵- نکته جالب در این گزارش در باره ایران ان است که لزوما فعالیتهای هسته ای ایران اسلامی را نظامی نمی بیند.که این می توانداحتمالا ارایه این پیام به جمهوری اسلامی باشد که اماده مذاکره و گفتگو با ایران اسلامی در دولت پرزیدنت اوباما حتی در مورد مسئله ایران هسته ای کامل هستند.
۶- بنظر می رسد این گزارش بطور ضمنی هشداری را به اسراییل می دهد تا از انجام هرگونه حمله احتمالی نظیر انچه که در مورد سایت های هسته ای عراق و سوریه انجام داد در مورد ایران انجام ندهد چرا که این کار در مورد ایران اسلامی یا غیر ممکن است و یا با تبعات و هزینه های فراوان که خظر ریسک بسیار بالا دارد همراه خواهد بود به بیان دیگر بنوعی اسراییل را به تعامل و مماشات و انعتاف پذیری توصیه می کند (برداشت به مضمون) .
===========================================================
نتیجگیری :
در هر حال بنظر می رسد این گزارش یک سند قابل استناد برای دولت پرزیدنت اوباما باشد تا بوسیله ان دست به تغییرات بزرگ و اساسی در استراتزی سیاست داخلی و خارجی امریکا بزند و با تکیه به رای قاطع مردم امریکا و در اختیار داشتن گنگره - مخالفتهای شدید احتمالی نئو محافظه کاران تندرو و جنگ طلب را با سیاستهای "تغییر" خنثی نماید.
از سوی دیگر ایران اسلامی بنظر می رسد با اگاهی از این تغییر و تحولات در امریکا می تواند بهترین استفاده ممکن را بمنظور تامین منافع ملی و حفظ و تعمیق امنیت ملی و منطقه ای خود و نیز تثبت نفوذ و جایگاه رفیع خود در منطقه و جهان بعمل اورد . بنظر می رسد همانگونه که قبلا بارها و بارها در تحلیلهای قبلی عرض کردم سیاستهای دوران پرزیذنت بوش و روسای دیگر پیشین امریکا را نتوان برای دولت اوباما نیز از سوی جمهوری اسلامی ایران اعمال نمود و شاید لازم باشد حالا که حدود دوماه تا اغاز بکار رسمی دولت پرزیدنت اوباما باقی است عاجلا سیاستها و راهکارهای متناسب با این تغییرات و تحولات در حال انجام در امریکا برای تامین منافع عالیه ایران اسلامی اندیشیده شود که بنظر می رسد این مهم در حال انجام است.
از سوی دیگر بنظر می رسد دولت جمهوری اسلامی برای تهیه شغل و مسکن و پاسخگویی به دیگر نیازمندیهای خیل عظیم جمعیت جوان میهن اسلامی و به روز کردن و نوسازی و تکمیل صنعت و تکنولوژی کشور نیاز به سرمایه گذاریهای اشتغال زایی و نوسازی بسیار زیاد توسط شرکتها ی سرمایه گذار متخصص خارجی دارد که این امادگی با اجرای قانون و مقررات اصل 44 و ارسال پیام تبریک مستقیم دکتر احمدی نژاد رییس جمهور اسلامی ایران به باراک اوباما برای انتخاب او به این مقام و دیگر تمهیدات بنظر می رسد در دولت نهم بخوبی رصد و در حال سیاستگذاری و اجرا می باشد .
در پایان ارزوی من این است که رییس جمهور محترم جناب احمدی نژاد یک تغییر اساسی در کادر سیاست خارجی ما و بخصوص در دو دفتر نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل و دفتر حفاظت منافع ما در امریکا انجام دهند تا در این دو مکان بسیار مهم از افراد کارامدتر و با توانمندیهای بروز برای مواجهه با شرایط جدید استفاده گردد.
در اینجا توجه به چند نکته ضروری بنظر می رسد که اهم ان انتشار این گزارش در اخرین ماه های حکومت نئو محافظه کاران جمهوری خواه در امریکا است که احتمالا نباید اتفاقی باشد - چرا که بنظر من (که می تواند درست یا غلط باشد) این شورا با انتشار این گزارش در این ایام خواسته است:
اول- به مردم و سیاستمداران امریکا هشدار دهد که قدرت و اقتصاد و نفوذ امریکا بر اثر اشتباهات سیاستمداران و احزاب امریکا و مشکلات اجتماعی جامعه امریکا در جهان روبه افول است تا به این وسیله حساسیت رسانه ها و مردم و سیاستمداران امریکا را برای جلوگیری از این پدیده و نیز تدارک راه حل های پیش گیرانه لازم بر انگیزد .
دوم - بنوعی اعتراف به زورگوییها وسیاستهای غلط دولتمردان امریکا در مورد کشورهای دیگر است.به بیان شفاف تر بطور ضمنی بنظر می رسد سیاستهای جنگی و تجاوزکارانه امریکا طی هشت سال گذشته را زیر سئوال می برد و بخشی از رکود و مشکلات فراوان امریکا را در زمان حاضر بگردن نئومحافظه کاران امریکا می اندازد.
3- این گزارش بنظر می رسد در لفافه تلاش می کند تا دولت پرزیدنت باراک اوباما را(که از بیست زانویه 2009 برابر با اول بهمن 87 قدرت را رسما از دولت فعلی پرزیدنت بوش تحویل می گیرد ) تشویق می کند تا با کشورهای دیگر وبخصوص ایران و چین و روسیه و هند رفتاری شایسته تر را اعمال نماید و با انها تعاملات و همکاریهای نوین و مثبتی را در همه زمینه ها اغاز کند.
4- در این گزارش امده است تا امریکا با وارد کردن جمهوری اسلامی ایران به نظام مالی و اقتصادی وسیاسی بسیار مهم جهان ( شاید و از جمله مثل وارد کردن ایران به شورای امنیت و در مسئولیتهای مدیریتی چون انرزی هسته ای بین المللی و بانک جهانی و نیز اوپک وامثالهم ) تا مثلا از دید ارایه دهندگان این گزارش ایران را از دست یابی به تکنولوزی کامل هسته ای باز دارند تا باز هم مثلا مسابقه تسلیحاتی هسته ای در منطقه خاور میانه در نگیرد.
۵- نکته جالب در این گزارش در باره ایران ان است که لزوما فعالیتهای هسته ای ایران اسلامی را نظامی نمی بیند.که این می توانداحتمالا ارایه این پیام به جمهوری اسلامی باشد که اماده مذاکره و گفتگو با ایران اسلامی در دولت پرزیدنت اوباما حتی در مورد مسئله ایران هسته ای کامل هستند.
۶- بنظر می رسد این گزارش بطور ضمنی هشداری را به اسراییل می دهد تا از انجام هرگونه حمله احتمالی نظیر انچه که در مورد سایت های هسته ای عراق و سوریه انجام داد در مورد ایران انجام ندهد چرا که این کار در مورد ایران اسلامی یا غیر ممکن است و یا با تبعات و هزینه های فراوان که خظر ریسک بسیار بالا دارد همراه خواهد بود به بیان دیگر بنوعی اسراییل را به تعامل و مماشات و انعتاف پذیری توصیه می کند (برداشت به مضمون) .
===========================================================
نتیجگیری :
در هر حال بنظر می رسد این گزارش یک سند قابل استناد برای دولت پرزیدنت اوباما باشد تا بوسیله ان دست به تغییرات بزرگ و اساسی در استراتزی سیاست داخلی و خارجی امریکا بزند و با تکیه به رای قاطع مردم امریکا و در اختیار داشتن گنگره - مخالفتهای شدید احتمالی نئو محافظه کاران تندرو و جنگ طلب را با سیاستهای "تغییر" خنثی نماید.
از سوی دیگر ایران اسلامی بنظر می رسد با اگاهی از این تغییر و تحولات در امریکا می تواند بهترین استفاده ممکن را بمنظور تامین منافع ملی و حفظ و تعمیق امنیت ملی و منطقه ای خود و نیز تثبت نفوذ و جایگاه رفیع خود در منطقه و جهان بعمل اورد . بنظر می رسد همانگونه که قبلا بارها و بارها در تحلیلهای قبلی عرض کردم سیاستهای دوران پرزیذنت بوش و روسای دیگر پیشین امریکا را نتوان برای دولت اوباما نیز از سوی جمهوری اسلامی ایران اعمال نمود و شاید لازم باشد حالا که حدود دوماه تا اغاز بکار رسمی دولت پرزیدنت اوباما باقی است عاجلا سیاستها و راهکارهای متناسب با این تغییرات و تحولات در حال انجام در امریکا برای تامین منافع عالیه ایران اسلامی اندیشیده شود که بنظر می رسد این مهم در حال انجام است.
از سوی دیگر بنظر می رسد دولت جمهوری اسلامی برای تهیه شغل و مسکن و پاسخگویی به دیگر نیازمندیهای خیل عظیم جمعیت جوان میهن اسلامی و به روز کردن و نوسازی و تکمیل صنعت و تکنولوژی کشور نیاز به سرمایه گذاریهای اشتغال زایی و نوسازی بسیار زیاد توسط شرکتها ی سرمایه گذار متخصص خارجی دارد که این امادگی با اجرای قانون و مقررات اصل 44 و ارسال پیام تبریک مستقیم دکتر احمدی نژاد رییس جمهور اسلامی ایران به باراک اوباما برای انتخاب او به این مقام و دیگر تمهیدات بنظر می رسد در دولت نهم بخوبی رصد و در حال سیاستگذاری و اجرا می باشد .
در پایان ارزوی من این است که رییس جمهور محترم جناب احمدی نژاد یک تغییر اساسی در کادر سیاست خارجی ما و بخصوص در دو دفتر نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل و دفتر حفاظت منافع ما در امریکا انجام دهند تا در این دو مکان بسیار مهم از افراد کارامدتر و با توانمندیهای بروز برای مواجهه با شرایط جدید استفاده گردد.
Thursday, November 20, 2008
to barack obama the new president of usa and his teams! به رئیس جمهور جدید امریکا و تیم ایشان
قدر و ارزش ایران اسلامی را بدانید و بجای کینه ورزی و دشمنی و تحقیر ایران دست دوستی صادقانه را بسوی ایران دراز کنید و بدانید این دست اگر بقصد دوستی و همکاری و احترام متقابل دراز شده باشد در ایران بگرمی فشرده خواهد شد و مطمئن باشید با دوستی با ملت و دولت بزرگ و کهن ایران زمین بسیاری از مشکلات خود در منطقه را حل و فصل کنید. فقط کافی است جایگاه و منظرت و نفوذ و نیازمندیهای امنیتی ایران را درک کنید و انها را درست و واقعیتگرایانه ارزیابی کنید ! انگاه در خواهید یافت که یک ایران قدرتمند و پیشرفته صلح و ثبات در منطقه و جهان را هدیه می اورد. همان صلح و ثباتی که دولت پرزیدنت بوش با هزینه کردن هزاران میلیارد دلار و به کشتن دادن هزاران نفر بدلیل بی توجه ای به واقعیت ایران اسلامی و نیازهای همه جانبه و نفوذ و جایگاه ایران و کینه ورزی با ان نتوانسته است ان را برای منطقه خاورمیانه به ارمغان اورد حال انکه اگر با احترام و دوستی با ایران رفتار می نمود نه امریکا اینقدر در جهان خوار می شد ! و نه اینقدر هزینه های غیر قابل جبران به ملل و دول منطق و جهان وارد ! بتا براین به جنابعالی و تیم شما پیشنهاد می کنم ایران را جدی بگیرید با ایران به گفتگوی دوجانبه و فوری وهمه جانبه بنشینید انگاه در خواهید یافت بر خلاف تبلیغات سوی وضد ایرانی در ایران حرف اول و اخر را عقل و منطق و صلح و دوستی می زند و نه چیزی دیگر!
read then think it over please !بخوانید و فکر کنید لطفا
می خواهم باور كنم كه با امدن باراک اوباما وضعیت نه جنگ و نه صلح (ایران و امریكا )به شرایط عادی تغییر خواهد كرد اما نمی دانم چرا( بعنوان یك تحلیل گر و پژوهشگر حوزه سیاست خارجی - خود خوانده - ایران با غرب و بویژه با امریكا ) شرایط را در یک دید کلی چندان خوب نمی بینم . این بد بینی من دلایل زیر را دارد كه با رفع انها می توان امیدوار بود شرایط بنفع سیاست خارجی ایران اسلامی تغییر مسیر دهد:
1- قدرت از پرزیدنت بوش به رئیس جمهور منتخب پرزیدنت باراك اوباما در روز بیست ژانویه 2009 برابر با اول بهمن 87 یعنی 63 روز دیگر بطور رسمی واگذار خواهد گردید . در این مدت نئومحافظه كاران تندرو از همه اختیارات و قدرت لازم برای اعمال زور و تجاوز مستكبرانه به هر كشور و منجمله میهن اسلامی ما برخوردارند. و چون در هر دو انتخابات ریاست جمهوری و كنگره اخیر امریکا شكست فاحش خورده اند - بنظر می رسد چیزی برای از دست دادن نداشته باشند گو اینكه ارتش امریكا خسته از دو باتلاق عراق و افغانستان و نیز با در نظر داشت پاسخ بسیار سخت و ویرانگر فوری جمهوری اسلامی ایران نسبت به منافع و پایگاههای امریكا در كشورهای منطقه و دیگر راه كارهای دفاعی احتمالی بنظر می رسد .
امكان چنین اقدامی بویژه كه با مخالفت كنگره و شخص پرزیدنت اوباما و نیز در نظر گرفتن مشكلات اقتصادی و ركود حاكم بر امریكا و غرب احتمال چنین عملی حداقل از سوی امریكا بسیار بعید بنظر می رسد و انجام ان نیز توسط اسراییل تبعات بسیار و حشتناكی برای منطقه و جهان در پی خواهد داشت كه مجموعه دلایل و تبعات ذکر شده فوق عملا امکان انجام چنین تجاوز احتمالی را (چه از سوی امریکا یا اسراییل ) حداقل در مورد میهن بزرگ و قدرتمند ما امکان ناپذیر می نمایاند . اما تاریخ معاصر امریكا و اسراییل نشان داده است هر گاه احزاب حاكم بر این دوكشور در شكست و نا امیدی بسر برده اند با تراشیدن دشمنان خیالی و غلو در باره انها و با حمله ناگهانی و غافلگیرانه به انها - دست به فرافكنی موذیانه برای فریب افكار عمومی مردم كشور هایشان و نیز فریب افکار عمومی جهانیان زده اند تا مسبب همه مشكلات كشور و منطقه و جهان را همین كشورهای مورد حمله واقع شده قلمداد نمایند و در این روزها كه اقتصاد ورشكسته و بحرانهای شدید مالی و اجتماعی در امریكا و غرب فشار بسیار زیادی را به احزاب حاكم ان کشو رها وارد ساخته است . انجام هر عملی كه منطقا محتمل نباشد از اینها كاملا ممکن بنظر می رسد.
2- متاسفانه عزیزانی در كشور مثل اینكه نمی خواهند بپذیرند كه با رفتن بوش و امدن اوباما در امریكا و غرب و جهان تغییر و تحولات بزرگی در راه است و بنظر می رسد با همان روشهای دوران بوش می خواهند با اوباما و جهان دوران او روبرو شوند كه همین غفلت می تواند خدای ناكرده چه از لحاظ امنیتی و چه از لحاظ سیاسی و اقتصادی منافع كشور و نظام را بشدت مورد تهدید قراردهد. مطلوب بنظر می رسد تا تاكتیك و استراتژی جدیدی منطبق با شرایط جدید در پیش گرفته شود تا خدای ناكرده دچار "فرصت سوزی" و بخطر افتادن منافع ملی نگردیم.. بنظر می رسد در تبلیغات رسانه ای باید بسیار محتاطانه عمل نماییم تا اوضاع از چشم انداز روشنتری برخوردارگردد.
3- اخیرا جلساتی با حضور مقامات امریكا و اسراییل با بعضی از مقامات عربستان و قطر و كویت و بحرین و امارات و اردن و مصر و... برگزار گردیده كه در ان رسما رئیس جمهور اسراییل خواستار اتحاد اعراب و امریكا و غرب بر علیه جمهوری اسلامی ایران گردیده است.كه قاعده تا باید چنین رویدادی حساسیت فوری و حساب شده مسئولین ذی ربط ما را برانگیزد .
4- دفتر حافظ منافع ایران در امریكا و دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل بنظر می رسد باید با كادر و سیاستمدارانی تعویض و تقویت گردند كه ورای مسایل و منافع جناحی شرایط جدید روز جهان را درك و بتوانند با ان شرایط در جهت منافع و مصالحه عالیه ایران اسلامی ماهرانه روبرو گردند.
5- بنظر می رسد در مدت باقی مانده از فعالیت دولت نهم نباید فشارهای جاری را بر این دولت وارد ساخت . چرا كه ورای مسایل داخلی و جناحی - دولتی خواهد توانست با شرایط روز بوجود امده در جهان كنار اید كه بیشترین حمایت ممكن داخلی را همراه داشته باشد.منافع ملی تحقیقا اكثرا از ناحیه ارتباطات و تعاملات و یا چالش ها با قدرتهای خارجی تقویت و یا بخطر می افتد. پس هر چقدر در مراودات و تعاملات خارجی موفق تر باشیم قاعدتا منافع همه جانبه بیشتری را نیز كسب خواهیم كرد.
۶-بنظر می رسد امریکای تحت حکومت پرزیدنت اوباما اماده واگذاری سخاوتمندانه منافع و امکانات وسیع به همه کشورهایی باشد که در دوران بوش با انها بد رفتاری شده است تا اول شان و موقعیت خراب و جایگاه از دست رفته امریکا در جهان را بازسازی نماید و دوم از کمک ان کشورها برای حل و فصل مشکلات امریکا در گوشه و کنار جهان بر خوردار گردد . در چنین صورتی باید اماده باشیم تا بیشترین منافع ممکن را برای اقتصاد و امنیت ملی خود در تعاملات و گفتگوها و بده بستان های حساب شده و کارشناسی شده کسب کنیم.این کار ممکن نیست مگر با اماده سازی بسترهای سیاسی و رسانه ای و اتحاد و انسجام داخلی لازم.
7- متاسفانه بنظر می رسد سیاست تبلیغاتی و رسانه ای ما چندان کار امد و اثر گذار نباشد . شاید بهتر یاشد در سیاست تبلیغاتی خود بخصوص در تبلیغات حارجی تجدید نظر نماییم.
۸-اقای البرادعی رئیس سازمان بین المللی انرژی هسته ای (روز چهارشنبه ۲۹ ابان ۸۷ ) باز هم با گزارش دو پهلو ی خود برای چهاردهمین بار پذیرفت که نتوانسته است دلیل و نشانه ای بر نظامی بودن فعالت های هسته ای ایران بیابد و در عین حال مدعی شد که ج.ا ایران همکاری لازم و کامل را نداشته و به قعطنامه های سازمان ملل مبنی بر تعلیق غنی سازی عمل نکرده است!!!؟ بنظر می رسد ایشان همیشه یک جا دست و یک دستاویز ی برای روزگار مبادای !!! که احتمالا امریکا و اسراییل و یا غرب لازم داشته باشد در گزارشات خود در مورد ایران منظور می دارد. متعجبم ایا ایشان نمی داند- اتش که در بگیرد همه را باهم می سوزاند!!!؟ ایا بهتر نیست بجای اتش افروزی اتش را خاموش کرد؟و بجای دامن زدن به اختلافات بین ایران و غرب زمینه مذاکراه مستقیم و دو جانبه هیئت های هسته ای ایران وامریکا را تحت نظارت و در سازمان ایشان برگزار گردد.
1- قدرت از پرزیدنت بوش به رئیس جمهور منتخب پرزیدنت باراك اوباما در روز بیست ژانویه 2009 برابر با اول بهمن 87 یعنی 63 روز دیگر بطور رسمی واگذار خواهد گردید . در این مدت نئومحافظه كاران تندرو از همه اختیارات و قدرت لازم برای اعمال زور و تجاوز مستكبرانه به هر كشور و منجمله میهن اسلامی ما برخوردارند. و چون در هر دو انتخابات ریاست جمهوری و كنگره اخیر امریکا شكست فاحش خورده اند - بنظر می رسد چیزی برای از دست دادن نداشته باشند گو اینكه ارتش امریكا خسته از دو باتلاق عراق و افغانستان و نیز با در نظر داشت پاسخ بسیار سخت و ویرانگر فوری جمهوری اسلامی ایران نسبت به منافع و پایگاههای امریكا در كشورهای منطقه و دیگر راه كارهای دفاعی احتمالی بنظر می رسد .
امكان چنین اقدامی بویژه كه با مخالفت كنگره و شخص پرزیدنت اوباما و نیز در نظر گرفتن مشكلات اقتصادی و ركود حاكم بر امریكا و غرب احتمال چنین عملی حداقل از سوی امریكا بسیار بعید بنظر می رسد و انجام ان نیز توسط اسراییل تبعات بسیار و حشتناكی برای منطقه و جهان در پی خواهد داشت كه مجموعه دلایل و تبعات ذکر شده فوق عملا امکان انجام چنین تجاوز احتمالی را (چه از سوی امریکا یا اسراییل ) حداقل در مورد میهن بزرگ و قدرتمند ما امکان ناپذیر می نمایاند . اما تاریخ معاصر امریكا و اسراییل نشان داده است هر گاه احزاب حاكم بر این دوكشور در شكست و نا امیدی بسر برده اند با تراشیدن دشمنان خیالی و غلو در باره انها و با حمله ناگهانی و غافلگیرانه به انها - دست به فرافكنی موذیانه برای فریب افكار عمومی مردم كشور هایشان و نیز فریب افکار عمومی جهانیان زده اند تا مسبب همه مشكلات كشور و منطقه و جهان را همین كشورهای مورد حمله واقع شده قلمداد نمایند و در این روزها كه اقتصاد ورشكسته و بحرانهای شدید مالی و اجتماعی در امریكا و غرب فشار بسیار زیادی را به احزاب حاكم ان کشو رها وارد ساخته است . انجام هر عملی كه منطقا محتمل نباشد از اینها كاملا ممکن بنظر می رسد.
2- متاسفانه عزیزانی در كشور مثل اینكه نمی خواهند بپذیرند كه با رفتن بوش و امدن اوباما در امریكا و غرب و جهان تغییر و تحولات بزرگی در راه است و بنظر می رسد با همان روشهای دوران بوش می خواهند با اوباما و جهان دوران او روبرو شوند كه همین غفلت می تواند خدای ناكرده چه از لحاظ امنیتی و چه از لحاظ سیاسی و اقتصادی منافع كشور و نظام را بشدت مورد تهدید قراردهد. مطلوب بنظر می رسد تا تاكتیك و استراتژی جدیدی منطبق با شرایط جدید در پیش گرفته شود تا خدای ناكرده دچار "فرصت سوزی" و بخطر افتادن منافع ملی نگردیم.. بنظر می رسد در تبلیغات رسانه ای باید بسیار محتاطانه عمل نماییم تا اوضاع از چشم انداز روشنتری برخوردارگردد.
3- اخیرا جلساتی با حضور مقامات امریكا و اسراییل با بعضی از مقامات عربستان و قطر و كویت و بحرین و امارات و اردن و مصر و... برگزار گردیده كه در ان رسما رئیس جمهور اسراییل خواستار اتحاد اعراب و امریكا و غرب بر علیه جمهوری اسلامی ایران گردیده است.كه قاعده تا باید چنین رویدادی حساسیت فوری و حساب شده مسئولین ذی ربط ما را برانگیزد .
4- دفتر حافظ منافع ایران در امریكا و دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل بنظر می رسد باید با كادر و سیاستمدارانی تعویض و تقویت گردند كه ورای مسایل و منافع جناحی شرایط جدید روز جهان را درك و بتوانند با ان شرایط در جهت منافع و مصالحه عالیه ایران اسلامی ماهرانه روبرو گردند.
5- بنظر می رسد در مدت باقی مانده از فعالیت دولت نهم نباید فشارهای جاری را بر این دولت وارد ساخت . چرا كه ورای مسایل داخلی و جناحی - دولتی خواهد توانست با شرایط روز بوجود امده در جهان كنار اید كه بیشترین حمایت ممكن داخلی را همراه داشته باشد.منافع ملی تحقیقا اكثرا از ناحیه ارتباطات و تعاملات و یا چالش ها با قدرتهای خارجی تقویت و یا بخطر می افتد. پس هر چقدر در مراودات و تعاملات خارجی موفق تر باشیم قاعدتا منافع همه جانبه بیشتری را نیز كسب خواهیم كرد.
۶-بنظر می رسد امریکای تحت حکومت پرزیدنت اوباما اماده واگذاری سخاوتمندانه منافع و امکانات وسیع به همه کشورهایی باشد که در دوران بوش با انها بد رفتاری شده است تا اول شان و موقعیت خراب و جایگاه از دست رفته امریکا در جهان را بازسازی نماید و دوم از کمک ان کشورها برای حل و فصل مشکلات امریکا در گوشه و کنار جهان بر خوردار گردد . در چنین صورتی باید اماده باشیم تا بیشترین منافع ممکن را برای اقتصاد و امنیت ملی خود در تعاملات و گفتگوها و بده بستان های حساب شده و کارشناسی شده کسب کنیم.این کار ممکن نیست مگر با اماده سازی بسترهای سیاسی و رسانه ای و اتحاد و انسجام داخلی لازم.
7- متاسفانه بنظر می رسد سیاست تبلیغاتی و رسانه ای ما چندان کار امد و اثر گذار نباشد . شاید بهتر یاشد در سیاست تبلیغاتی خود بخصوص در تبلیغات حارجی تجدید نظر نماییم.
۸-اقای البرادعی رئیس سازمان بین المللی انرژی هسته ای (روز چهارشنبه ۲۹ ابان ۸۷ ) باز هم با گزارش دو پهلو ی خود برای چهاردهمین بار پذیرفت که نتوانسته است دلیل و نشانه ای بر نظامی بودن فعالت های هسته ای ایران بیابد و در عین حال مدعی شد که ج.ا ایران همکاری لازم و کامل را نداشته و به قعطنامه های سازمان ملل مبنی بر تعلیق غنی سازی عمل نکرده است!!!؟ بنظر می رسد ایشان همیشه یک جا دست و یک دستاویز ی برای روزگار مبادای !!! که احتمالا امریکا و اسراییل و یا غرب لازم داشته باشد در گزارشات خود در مورد ایران منظور می دارد. متعجبم ایا ایشان نمی داند- اتش که در بگیرد همه را باهم می سوزاند!!!؟ ایا بهتر نیست بجای اتش افروزی اتش را خاموش کرد؟و بجای دامن زدن به اختلافات بین ایران و غرب زمینه مذاکراه مستقیم و دو جانبه هیئت های هسته ای ایران وامریکا را تحت نظارت و در سازمان ایشان برگزار گردد.
Subscribe to:
Comments (Atom)
