Thursday, November 20, 2008

read then think it over please !بخوانید و فکر کنید لطفا

می خواهم باور كنم كه با امدن باراک اوباما وضعیت نه جنگ و نه صلح (ایران و امریكا )به شرایط عادی تغییر خواهد كرد اما نمی دانم چرا( بعنوان یك تحلیل گر و پژوهشگر حوزه سیاست خارجی - خود خوانده - ایران با غرب و بویژه با امریكا ) شرایط را در یک دید کلی چندان خوب نمی بینم . این بد بینی من دلایل زیر را دارد كه با رفع انها می توان امیدوار بود شرایط بنفع سیاست خارجی ایران اسلامی تغییر مسیر دهد:

1- قدرت از پرزیدنت بوش به رئیس جمهور منتخب پرزیدنت باراك اوباما در روز بیست ژانویه 2009 برابر با اول بهمن 87 یعنی 63 روز دیگر بطور رسمی واگذار خواهد گردید . در این مدت نئومحافظه كاران تندرو از همه اختیارات و قدرت لازم برای اعمال زور و تجاوز مستكبرانه به هر كشور و منجمله میهن اسلامی ما برخوردارند. و چون در هر دو انتخابات ریاست جمهوری و كنگره اخیر امریکا شكست فاحش خورده اند - بنظر می رسد چیزی برای از دست دادن نداشته باشند گو اینكه ارتش امریكا خسته از دو باتلاق عراق و افغانستان و نیز با در نظر داشت پاسخ بسیار سخت و ویرانگر فوری جمهوری اسلامی ایران نسبت به منافع و پایگاههای امریكا در كشورهای منطقه و دیگر راه كارهای دفاعی احتمالی بنظر می رسد .

امكان چنین اقدامی بویژه كه با مخالفت كنگره و شخص پرزیدنت اوباما و نیز در نظر گرفتن مشكلات اقتصادی و ركود حاكم بر امریكا و غرب احتمال چنین عملی حداقل از سوی امریكا بسیار بعید بنظر می رسد و انجام ان نیز توسط اسراییل تبعات بسیار و حشتناكی برای منطقه و جهان در پی خواهد داشت كه مجموعه دلایل و تبعات ذکر شده فوق عملا امکان انجام چنین تجاوز احتمالی را (چه از سوی امریکا یا اسراییل ) حداقل در مورد میهن بزرگ و قدرتمند ما امکان ناپذیر می نمایاند . اما تاریخ معاصر امریكا و اسراییل نشان داده است هر گاه احزاب حاكم بر این دوكشور در شكست و نا امیدی بسر برده اند با تراشیدن دشمنان خیالی و غلو در باره انها و با حمله ناگهانی و غافلگیرانه به انها - دست به فرافكنی موذیانه برای فریب افكار عمومی مردم كشور هایشان و نیز فریب افکار عمومی جهانیان زده اند تا مسبب همه مشكلات كشور و منطقه و جهان را همین كشورهای مورد حمله واقع شده قلمداد نمایند و در این روزها كه اقتصاد ورشكسته و بحرانهای شدید مالی و اجتماعی در امریكا و غرب فشار بسیار زیادی را به احزاب حاكم ان کشو رها وارد ساخته است . انجام هر عملی كه منطقا محتمل نباشد از اینها كاملا ممکن بنظر می رسد.


2- متاسفانه عزیزانی در كشور مثل اینكه نمی خواهند بپذیرند كه با رفتن بوش و امدن اوباما در امریكا و غرب و جهان تغییر و تحولات بزرگی در راه است و بنظر می رسد با همان روشهای دوران بوش می خواهند با اوباما و جهان دوران او روبرو شوند كه همین غفلت می تواند خدای ناكرده چه از لحاظ امنیتی و چه از لحاظ سیاسی و اقتصادی منافع كشور و نظام را بشدت مورد تهدید قراردهد. مطلوب بنظر می رسد تا تاكتیك و استراتژی جدیدی منطبق با شرایط جدید در پیش گرفته شود تا خدای ناكرده دچار "فرصت سوزی" و بخطر افتادن منافع ملی نگردیم.. بنظر می رسد در تبلیغات رسانه ای باید بسیار محتاطانه عمل نماییم تا اوضاع از چشم انداز روشنتری برخوردارگردد.


3- اخیرا جلساتی با حضور مقامات امریكا و اسراییل با بعضی از مقامات عربستان و قطر و كویت و بحرین و امارات و اردن و مصر و... برگزار گردیده كه در ان رسما رئیس جمهور اسراییل خواستار اتحاد اعراب و امریكا و غرب بر علیه جمهوری اسلامی ایران گردیده است.كه قاعده تا باید چنین رویدادی حساسیت فوری و حساب شده مسئولین ذی ربط ما را برانگیزد .


4- دفتر حافظ منافع ایران در امریكا و دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل بنظر می رسد باید با كادر و سیاستمدارانی تعویض و تقویت گردند كه ورای مسایل و منافع جناحی شرایط جدید روز جهان را درك و بتوانند با ان شرایط در جهت منافع و مصالحه عالیه ایران اسلامی ماهرانه روبرو گردند.


5- بنظر می رسد در مدت باقی مانده از فعالیت دولت نهم نباید فشارهای جاری را بر این دولت وارد ساخت . چرا كه ورای مسایل داخلی و جناحی - دولتی خواهد توانست با شرایط روز بوجود امده در جهان كنار اید كه بیشترین حمایت ممكن داخلی را همراه داشته باشد.منافع ملی تحقیقا اكثرا از ناحیه ارتباطات و تعاملات و یا چالش ها با قدرتهای خارجی تقویت و یا بخطر می افتد. پس هر چقدر در مراودات و تعاملات خارجی موفق تر باشیم قاعدتا منافع همه جانبه بیشتری را نیز كسب خواهیم كرد.

۶-بنظر می رسد امریکای تحت حکومت پرزیدنت اوباما اماده واگذاری سخاوتمندانه منافع و امکانات وسیع به همه کشورهایی باشد که در دوران بوش با انها بد رفتاری شده است تا اول شان و موقعیت خراب و جایگاه از دست رفته امریکا در جهان را بازسازی نماید و دوم از کمک ان کشورها برای حل و فصل مشکلات امریکا در گوشه و کنار جهان بر خوردار گردد . در چنین صورتی باید اماده باشیم تا بیشترین منافع ممکن را برای اقتصاد و امنیت ملی خود در تعاملات و گفتگوها و بده بستان های حساب شده و کارشناسی شده کسب کنیم.این کار ممکن نیست مگر با اماده سازی بسترهای سیاسی و رسانه ای و اتحاد و انسجام داخلی لازم.

7- متاسفانه بنظر می رسد سیاست تبلیغاتی و رسانه ای ما چندان کار امد و اثر گذار نباشد . شاید بهتر یاشد در سیاست تبلیغاتی خود بخصوص در تبلیغات حارجی تجدید نظر نماییم.

۸-اقای البرادعی رئیس سازمان بین المللی انرژی هسته ای (روز چهارشنبه ۲۹ ابان ۸۷ ) باز هم با گزارش دو پهلو ی خود برای چهاردهمین بار پذیرفت که نتوانسته است دلیل و نشانه ای بر نظامی بودن فعالت های هسته ای ایران بیابد و در عین حال مدعی شد که ج.ا ایران همکاری لازم و کامل را نداشته و به قعطنامه های سازمان ملل مبنی بر تعلیق غنی سازی عمل نکرده است!!!؟ بنظر می رسد ایشان همیشه یک جا دست و یک دستاویز ی برای روزگار مبادای !!! که احتمالا امریکا و اسراییل و یا غرب لازم داشته باشد در گزارشات خود در مورد ایران منظور می دارد. متعجبم ایا ایشان نمی داند- اتش که در بگیرد همه را باهم می سوزاند!!!؟ ایا بهتر نیست بجای اتش افروزی اتش را خاموش کرد؟و بجای دامن زدن به اختلافات بین ایران و غرب زمینه مذاکراه مستقیم و دو جانبه هیئت های هسته ای ایران وامریکا را تحت نظارت و در سازمان ایشان برگزار گردد.

No comments: