dear readers!
AS A POLTICAL AND SOCIAL SUBJECTS ANALYSISOR AND ALSO AS A "PEACE & SCURITY OF THE WORLD ACTIVE" FROM ISLAMIC REPUPLIC OF IRAN. I HEREBY REMIND THAT ALL MATERIALS AND SUBJECTS ON MY WEBLOGS ARE ONLY MY OPINION, WHICH MAY BE CORRECT OR FALSE.
IF THEY ARE "ALL RIGHTS" ALL OF THEM ARE FOR YOU AS A GIFT,. AND IF NOT, I BEG YOUR PARDON IN ADVANCE.
ANYWAY, I HAVE A NEW " THEORY" OF PEACE & STABILITY AND ALSO SCURITY IN "MIDDLE EAST" AT FIRST! AND THE WORLD AT SECOND.!
THE MOST IMPORTANT SUBJECT IN THIS THEORY IS AS FOLLOW :
THE I.R.OF IRAN" ROLE" IS A CENTRAL ROLE FOR ANY PEACE AND SCURITY & ECONOMIC PACT IN ORDER TO REACH AND ESTABILISHING A MODERN AND PACEFUL MIDDLE EAST . EVEN FOR SOLVING OF OLD PROBLEMS LIKE "ISRAEL & PALESTINE " AND ALSO RECENT
PROBLEMS LIKE IRAQ AND LEBANON AND AFGHANESTAN TOO.
I CALL MY THEORY AS " IRAN IS THE AXIS(1) OF THE PEACE AND STABILITY OF MIDDEL EAST AT FIRST, ! AND THE WORLD AT SECOND"!
IF YOU WANT TO KNOW MORE,! PLEASE TRANSLATE MY FOLLOWNG
EXPLANATIONS IN PERSIAN INTO ENGLISH OR ANY OTHER LANGAUGES IF YOU ARE WILLING.
THANKS SAID SHOGAIEE SAADI
10\ 25\2008
SHIRAZ-IRAN
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
(1) THIS THEROY VIOLATES THE PRESIDENT BUSH AND HIS ADVISERS
SAYS, "...IRAN IS THE AXIS OF EVIL" REASONABLY.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یاداوری""
ضمن عرض سلام و تسلیت شهادت حضرت امام صادق "ع" مجدا یاداور می گردم که کلیه مطالب و مباحث و تحلیلهای این و سایر وبلاگهایم همه نظرات شخصی بنده است که می تواند درست یا غلط باشد اگر درست است گوارای وجودتان و اگر غلط است از پیش عذر مرا بپذیرید!
سعید شجاعی سعدی
===================================================================
"پیشگفتار"
اگر بخاطر داشته باشید در اوایل دور دوم ریاست جمهوری پرزیدنت بوش . ایشان و مشاوران سیاسی و امنیتی او
جمله ای را به ادبیات سیاسی وارد نمودند که بر مبنای ان "ایران در کنار کره شمالی و سوریه محور شرارات "خوانده شد.
از همان ابتدا برای تحلیل گران و ارباب رسانه و محافل دانشگاهی و روشنفکری جهان و منجمله غرب و بخصوص امریکا (و حتی برای بنده ) روشن بود که این یک ترفند سیاسی برای دامن زدن به جنگ روانی و رسانه ای بر علیه جمهوری اسلامی ایران و فشار بر ایران در مسئله هسته ای بود تا ایران را وادار کند از مواضع خود در باره مسئله هسته کوتاه بیاید.
اتفاقات و رویدادهای بعدی نشان داد که طراحان این جمله چقدر از واقعیت های ایران بدور بودنده اند.
زیرا نه تبعات و اقدامات بعدی امریکا (بعد از بیان این جمله) نظیر ساخت و نمایش فیلم سیصد برای تحقیر ایرانیان !!!؟و ترسیم چهره ای کرور و وحشی و خشونت طلب!!!؟ در افکار عمومی جهانیان و بخصوص غرب و امریکا! و نه قطعنامه و تحریمهای سازمان ملل نتوانست کمترین اثری در تغییر مواضع ج.ا ایران داشته باشد که هیچ بلکه مسئولین و مردم ایران را هرچه بیشتر قانع نمود که توطئه و دسیسه ای شیطانی برای ضربه زدن احتمالی به استقلال و تمامیت ارضی ایران اسلامی در جریان است که همین امر بر حجم و عمق دامنه امادگی های همه جانبه دفاعی و سیاسی و تسریع فرایند ساخت و غنی سازی ارانیوم افزود.
======================================================================
حال حدود 10 روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری امریکا (4 نوامبر 2008--برابر با سه شنبه 14 ابان 1387 ماه جاری)
که بنده (مثل دو سال قبل تاکنون ) اعتقاد دارم نه تنها در امریکا باراک اوباما به ریاست جمهوری خواهد رسید که هر دو حزب کارگر حاکم بر اسراییل و انگلستان نیز به احتمال نزدیک به صد در صد شکست خواهند خورد و قدرت را به احزاب رقیب واگذار خواهند کرد.
بنا براین می توان با قاطعیت اعلام کرد محور شرارت خواندن ایران نه تنها اثری نداشت که هنوز نیامده به حافظه تاریک تاریخ دنیای سیاست سپرده شد!!!
بنا براین جا دارد تا یک تئوری جدید جای ان تئوری مفلوک و بی مورد را بگیرد لذا بنده سعید شجاعی سعدی بعنوان یک محقق فعال حوزه علوم سیاسی و اجتماعی و با تکیه و توکل به خدا و بر اساس تجربیات و مهارتهای تخصصی سه گانه خود (برنامه ریزی اجتماعی - کامپیوتر - صنعت جهانگردی) تئوری زیر را با نام
"جمهوری اسلامی ایران محور صلح و ثبات خاور میانه و جهان"
با دلایل و مستندات زیر تقدیم می کنم.
1- درخشش (حدود هشت هزارساله )ایران در علوم و فنون مختلف و فرهنگ و تمدن و شهرسازی خود اولین و بهترین گواه انست که ایران محور سازندگی و علم و تمدن است و نه تجاوز و جنگ و خونریزی.
2- ایران اسلامی خود بیشتر از هر کشوری در منطقه خاورمیانه و حتی جهان طالب صلح و امنیت و ارامش و ثبات است چرا که در غیر این صورت خود نیز بشدت صدمه خواهد دید.
3-تلاش حدود 60 ساله غرب و سازمان ملل نتوانسته است مشکلی بنام "فلسطین" را حل نماید حال انکه در سه کشور لبنان و افغانستان و عراق مشکلات با کمک ایران (در کمترین زمان ممکن) یا حل شده یا بسمت حل و فصل در جریان است(که اگر سیاستهای خصمانه اسراییل و امریکا برعلیه ایران نبود تا حالا همه مشکلات این سه کشور هم تمام کمال حل و فصل گردیده بود.
4-ایران بدلیل موقعیت زئو پلتیکی و منابع و ذخایر معدنی و نفت و گاز و اب و تنوع اب و هوایی و اقلیم گوناگون و اثار تاریخی بسیار و جمعیت جوان و متخصص و با هوش خود . هم از لحاظ اقتصادی و هم از لحاظ سیاسی و هم از لحاظ تاریخی و جغرافیایی و از همه مهمتر با توجه به قدرت نظامی و دفاعی خود همه شرایط لازم را برای قرار گرفتن برای "محور صلح و ثبات و امنیت خاورمیانه" یکجا دارا می باشد که هیچ کشور دیگری را در خاورمیانه نمی توان یافت که یکجا همه این تونمندیها را دارا باشد.
5-ایران بشدت نیازمند به توسعه و رشد همه جانبه است و مسئولین ذی ربط و محترم جمهوری اسلامی با تبیین و تفسیر اصل 44 قانون اساسی امکان سرمایه گذاریهای خارجیان را در گستره فراوان ایجاد کردند و مباحث برای هر چه گسترش دامنه ان نیز در جریان است نا براین ایران می تواند تا حدود 10 هزار میلیارد (معادل ده تریلیون دلار )سرمایه گذاری را پذیرا باشد
زیرا هستند استانهای مانند سیستان و بلوچستان و خوزستان و هرمزگان و و سمنان و کهکیلویه و بویر احمدو قزوین و زنجان و چار محال و بختیاری و فارس و بوشهر و ایلام و کرمانشاه و کردستان و ازبایجان شرقی و اردبیل و گیلان و مازندران و گلستان و سه استان خراسان شمالی و رضوی و جنوبی و کرمان و یزد که با درجات مختلف نیازمند شدید رشد و توسعه همه جانبه هستند.
6-تاریخ اسراییل از تاسیس تا امروز نشان داده نه تنها قادر نیست محور صلح و ثبات خاور میانه قرار گیرد که خود بدلیل منافع اساسی و ماهوی خود مجبور است همواره با این یا ان کشور در نزاع و جنگ و درگیری قرارداشته باشد بنا براین خود نقض کننده و تخریبگر نظم و امنیت و صلح خاورمیانه است .
از سوی دیگر اعراب هم در چند جنگ خانمان سوز از اسراییل شکست بسیار سخت و گاه خفتباری را شاهد بوده اند که انها نیز هیچ کدام توان محوریت قرار گرفتن را ندارند .
7- دول عرب متاسفانه بدلیل رقابت های بسیار زیاد سیاسی و مالی و ادعاهای مختلف نسبت بیکدیگر عملا بنظر می رسد . هیچکاه نتوانند از پس مقابله سیاسی و اقتصادی و حتی نظامی و امنیتی با اسراییل
برایند.
8- از مفهوم و استدلالهای دو بند (6 و 7 )فوق به این نتیجه می رسیم که هم اعراب و هم اسراییل نه تنها به جلب نظر و همکاری ایران برای حل و فصل مشکلات فی مابین خود نیاز اساسی دارند بلکه بدلیل انکه تا این لحظه نه اسراییل و نه اعراب مشکل امنیتی حاد و جنگ و درگیری (البته اگر مسئله جنگ صدام با ایران و ادعا های واحی امارات بر سه جزیره ایرانی در خلیج فارس و کرکری خواندن های اخیر اسراییل در مورد مسئله هسته ای ایران را ندید بگیریم) را با ایران نداشته اند . ایران می تواند در یک فرایند کلان و بشرط تامین پیش نیاز ها و پیش ساختهای سیاسی و امنیتی ان محور ارتباط اعراب و اسراییل و حل و فصل ارام و دراز مدت این مشکلات (منجمله مسئله فلسطین) گردد.
9- منافع غرب و بخصوص امریکا از یک سو و منافع روسیه و هند و چین و بعنوان قدرتهای اثر گزار جهانی(و به یک بیان منافع همه دنیا ) ایجاب می کند تا منطقه خاور میانه و خلیج فارس در صلح و امنیت و ثبات قرارداشته باشد. و هر نوع بی نظمی و عدم ثبات مستقیم و یا غیر مستقیم امنیت همه دنیا و بخصوص امنیت کشورهای فوق را بشدت بخطر خواهد انداخت.و خواسته و یا نا خواسته پای انها را دیر یازود به هر نوع در گیری کوچک و یا بزرگ احتمالی در خلیج فارس باز خواهد نمود.
بنا براین جا دارد تا برای تحکیم صلح و امنیت جهان و منطقه ایران محور این تعادل قوا و دول در منطقه فوق حساس خاورمیانه و خلیج فارس قرار گیرد.
10- در صورت عملی شدن و تحقق و پذیرش نه بند فوق دیگر جایی برای طرح مسئله هسته ای ایران و یا بروز هر نوع جنگ و درگیری رسانه ای و یا نظامی و یا امنیتی بین ایران با امریکا و یا ایران با اعراب و یا ایران با اسراییل و یا اعراب با اسراییل و یا اعراب با اعراب و ... وجود نخواهد داشت . در این صورت است که رابطه سیاسی رسمی بین ایران و اسراییل و نه تنها اغاز خواهد شد که برای شروع همکاریهای منطقه ای جز ضروریات سیاسی و امنیتی غیر قابل اجتناب بحساب خواهد امد.
نتیجگیری:
در صورت تحقق موارد تشریحی فرضیه و نظریه و تئوری فوق اینجانب
صلح و امنیت جهانی تحکیم خواهد شد و خطر بروز جنگ های نا خواسته و یا جنگ جهانی سوم بکلی و یا تا حدود زیادی از بین خواهد رفت.و رشد و توسعه اقتصادی و سیاسی و عمران و ابادانی همه کشورهای منطقه را در بر خواهد گرفت. و ملل منطقه بمعنی واقعی کلمه طعم خوش ازادی و استقلال و پیشرفت و صلح و همکاری و مبادلات همه جانبه و در یک کلام "رفاه" را خواهند فهمید به امید ان روز
سعید شجاعی سعدی - شیراز - ایران
87/8/4
.
+ نوشته شده توسط سعيد شجاعي سعدي در شنبه چهارم آبان 1
Sunday, October 26, 2008
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

No comments:
Post a Comment