ايرانيان مقيم خارج
ایرانیان مها جر تحقیقا بیشتر از هر قوم مهاجر دیگری در کشورهای صنعتی و بخصوص غرب اثر همه جانبه داشته و دارند . اما بنظر می رسد انچنان که باید و شاید از موقعیت والای خود در جهت کسب فرصت های سیاسی در ان کشور ها استفاده نمی کنند . این در حالی است که سرمایه و تخصص و هنر و ... انها هر روز کشور میزبان را از دید توسعه رشد بیشتر میدهند .بنظر نگارنده همانگونه که اقلیت های قومی مثل ارمنیان و یو نانیان و یهودیان و... با کسب موقعیت های سیاسی در کشوری مثل امریکا بر سیاست های امریکا در مورد کشورهای خود و منطقه اشان بشدت اثر گذارند ایرانیان که هم از لحاظ تنوع تخصص و هم ثروت و هم مدیریت و فرهنگ دست بالاتری از بقیه دارند می توانند چنین کنند اما متاسفانه بنظر می رسد از این موقعیت بر تر خود استفاده شایسته و با یسته را نمی کنند.؟!!! ایرانیان خارج از کشور هر چقدر از نظر اعتقادی و سیاسی و... ممکن است باهم و با با داخل تفاوت سلیقه داشته باشند . هنوز خود را ایرانی دانسته و می دانند و به تاریخ و فرهنگ کهن خود که چون خورشیدی روشنگر جهانیان بوده و هست بشدت افتخار می کنند . تلاش نسل دومی ها و سومی ها برای حفظ اداب وسنن و یادگیری زبان فارسی و ارتباط با سرزمین مادری ازبهترین گواه این مطلب است . بنظر نگارنده ایرانیان گرانقدر مقیم غرب و بخصوص امریکا می توانند و با ید با اثر گذاری بر نهاد ها و مراکز تصمیم سازی غرب و بخصوص امریکا دید گستاخانه و زور گویانه بعضی نئو محافظه کاران (خوشبختانه در حال افول) در دولت پرزیدنت بوش را در مورد بر نامه هسته ایران تغییر دهند ! کدام منطق و عرف بین المللی می گوید کشوری با هزاران سال تاریخ و تمدن به علم و فن غنی سازی دست پیدا نکند چرا که ممکن است ! فقط ممکن است در اینده از ان برای مصارف نظامی استفاده کند ! شرم اور است ! که بدلیل عدم اعتماد چنین حقی را می خواهند از ایران سلب کنند! کشوری با وسعت ایران و رشد سریع در حال انجام ان چطور ممکن است خود را از فن اوری هسته ای که می تواند همه نیازهای حال و اینده او را به برق و سایر مصارف مورد نیاز بر طرف سازد محروم کند؟!!! بنظر نگارنده همو طنان عزیزمان در امریکا می توانند با استفاده از موقعیت علمی و تخصصی و مالی و... خود بر سیاستهای کاخ سفید چه در حال و یا اینده اثر گذار باشند .!!! بنظر نگارنده ایران و غرب می تواند و باید همه مشکلات خود را حل کنند و با اعتماد بیکدیگر زمینه رشد و امنیت منطقه فوق حساس خلیج فارس و خاورمیانه و... و نیز به بر قراری صلح و امنیت در منطقه و جهان کمک شایان نمایند.!ودر این راه ایرانیان مقیم غرب و بخصوص امریکا می توانند و باید به این مهم کمک نمایند تا زمینه هر نوع درگیری و جنگ در منطقه که می تواند کل منطقه و بخش عمدهای از توان همه جانبه امریکا را به نابودی و مرگ بکشاند از بین برود! ایران و امریکا منافع مشترک بسیاری در منطقه دارند که عراق و افغانستان بخش کوچکی از ان را در منطقه تشکیل می دهد . بنظر نگارنده اگر امریکا دست از تبلیغات رسانه ای بردارد و به معنی واقعی ج.ا.ا را برسمیت بشناسد .! قطعا بسیاری از مشکلات امریکا و غرب در منطقه با مساعدت ایران حل خواهد شد ! روابط اقتصادی و سیاسی دو کشور در چنین شرایطی بسرعت برقرار و به حداکثر ممکن خواهد رسید و مبادلات فرهنگی و جهانگرد و دانشجو ... سریعا اغاز خواهد شد !!! و اقتصاد ایران ومنطقه و صد البته امریکا نیز به رشد خواهند رسید و از شدت کل کل های امریکا و چین و روسیه و ...نیز بشدت کاسته خواهد شد! و از همه مهمتر پیوند ایرانیان خارج با داخل بسیار محکم تر خواهد شد ! و ایرانی اعتبار و ارزش جهانی خود را یکبار دیگر به دنیا گوشرد خواهند نمود ! به امید ان روز ! تا نظر شما چه باشد؟ازدواج ؟
چه باور کنیم یا نکنیم سن ازدواج در ایران برای دختران و پسران در حال افزایش است . اگر روزی در اداب و سنن ایرانی دختر یا پسر به حدود بیست سال میرسیدند و ازدواج نمی کردند نوعی مشکل بحساب می امدند . امروزه سن ازدواج انها بالا رفته است و کسی هم ان را ظا هرا مشکل بحساب نمی اورد !
دختر یا پسر جوان امروزه تحت شدید ترین تحریکات جنسی خیابان و بیابان!!! و ماهواره و اینترنت و عکس و فیلم ومجلات و روزنامه های خارجی ویژه این امور و... قرار دارند . اما امکان ازاد و راحت و کم هزینه ازدواج را برای ارضای شرعی و قانونی خود ندارند ! تو گویی خداوند غریزه جنسی و ارضای شرعی ان را فقط ویژه غیر جوانان اگر نگوییم پیران خلق فرموده و بس!!! بقول عوام از نخورده بگیر و بده به خورده؟ !!!
از سوی دیگر مشکلات پیش امده از ناحیه افزایش هزینه های سر سام اور و رسوم اشرافی و دنگ و فنگ های بیشماری که سر راه ازدواج جوانان بو جود امده یا می ایند همه سبب شده است تا جوان و خانواده او جرات فکر به ازدواج را بخود ندهند چه رسد به اقدام ان!!! و همین یک خطر عظیم اجتماعی در ایران است . پس براستی چه باید کرد؟!!!
ایا جوان بی گناه و پر انرژی که تحت شدید ترین محرکها جنسی ( داخلی و خارجی) قرار دارد و را هی هم برای ازدواج و زناشویی سهل و اسان ندارد را چطور فقط با موعظه و نصیحت و یا نیروی انتظامی و مفاسد و ... می توان از انجام روشهای خلاف رضا و حکم خدا و دینش بازداشت ؟!!! انهم در حالی که متاسفانه بسیاری به دلیل توان مالی باد اورده از ... به شهو ترانی حریصانه مشغولند!!! همه باید از خشم خدا بترسیم و حداقل کمی هم به فکر ازدواج جوانان بی بضاعت و ابرومند باشیم !!!
نویسنده این سطور بر نکته فراوان فکر کرده است که چرا از بیت المال نباید به هر نفر جوان فاقد امکانات مالی کمک و پاداش بلاعوض برای ازدواج تعلق نگیرد ؟!!!
همانطور که منابع مالی لازم رابحمدالله برای کمک به بینوایان و مصیبت زده گان افریقا و فلسطین و... داریم قطعا منابع لازم جهت انجام "فریضه نصف دین" و سنت خدا و رسول مکرمش (ص) یعنی ازدواج جوانان مملکت خودمان را نیز باید داشته باشیم .
تحقیقا بخش عمدهای از اعمال خلاف و اسیب های اجتماعی و ریشه بسیاری از نا بسامانیهای موجود در جامعه ما مستقیم یا غیر مستقیم ناشی از عدم ازدواج بموقع جوانان است!!!
اگر جوان در غرب و یا سایر کشورهای اسلامی تحت محرکهای شدید جنسی است امکان ارضائ ان نیز برایشان چه بصورت ازدواج و چه موارد دیگر فراهم است !!! جوانان ما چطور؟ چرا سنت حسنه ازدواج (دائم یا غیر دائم ان ) در ایران اسلامی باید تحت شدیدترین عوامل بازدارنده مالی ویا غیر مالی باشد؟
مسئله ازدواج جوانان در ج.ا.ا بنظر من یک مسئله ای است که اگر توجه فوری به ان صورت نپذیرد می تواند در کوتاه مدت یا بلند مدت ساختارها و بنیاد ها و اداب و سنن اجتماعی ایران عزیز اسلامی را درهم کوبد . هنجارهای جامعه را بشکند . خانواده را از اصالت بیندازد!!! روابط خانواده گی را دچار مشکل اساسی کند !!! فقر و فحشا را گسترش دهد و خشم خدا را بر انگیزد؟!!! و زمینه بلا های اسمانی را فراهم سازد؟!!!
و از همه مهمتر شاید بسیاری از معضلات سیاسی یا اجتماعی را به جامعه تحمیل کند!!!
امید که یک بسیج جهاد گونه برای رفع این معضل اساسی صورت پذیرد . انشالله.
تانظر شما چه باشد؟!!!
ایران سرزمین عشق و یک پيش بيني
ا
از ایران بو وشمیم عشق به مشام اهل دل میرسد . فر هنگ ومنش ایرانی "زور گویی وباجگیری " نیست . کنش ایرانی هم بوی اسمان دارد . فکر ایرانی سازنده وابادگر است . او را با تخریب وکشتار کاری نباشد . بر عکس انگاه که متجاوزین به ایران از کشته هایش پشته می ساختند او علاوه بر دفاع به فکر رام کردن متجاوز نیز بود تا انکه موفق می شد خوی وخصلت وحشی گری را از انها دور سازد . مغولان و یونانیان واعراب بادیه نشین از جمله بهترین نمو نه این سخن اند. روح ایرانی از هر گروه وتیره و لهجه ای که باشد روحی صبور وپر طاقت است فطرت او "حقیقت جو " است یعنی به" کمال" نظر دارد. ایرانی هر جا که باشد سازنده وپویا و خلاق است . ار قضا خصلت اسمانی "بخشندگی" را نیز در خزانه صفات انسانی خود دارد . انها که از او بد برده اند و هزاران اندیشه وعمل نا جواتمردانه را در سر دارند چرا دوستی با ان را تجربه نمی کنند شاید انقدر بد کرده اند که روی برگشت ندارند نگران نباشند بیاند تا ببیند ایرانیان همان گونه که در دفاع از هزینه جان ومال و... دریغ ندارند در دوستی نیز سر از پا نمی شناسند . این یک خصلت ذاتی هر ایرانی است دولت مرد وعادی نمی شناسد . همه دستی را که به دوستی انها دراز شده باشد بگرمی می فشارند همان گونه که دست متجاوز را نیز قطع می کند. ضمنا کودکانه فکر میکنند اگر بخواهند وحدت قومی ایران رمین را مثلا دچار گسل کنند چون همه اقوام ایرانی هر یک خود را اصیل ترین وارث افتخارات وتمدن الهی و مدنی گستره ایران میدانند . این احساس حتی در اقلیت های دینی نیز با همین شدت وجود دارد .
پیش بینی
از ظواهر امر چنین بنظر بر می اید سیاست های دولت جمهوری خواه در امریکا وکارگر در انگلستان سبب شده است تا نه تنها در افکار جهانیان که در نظر سنجی های مکرر بعمل امده مردم این دو کشور بشدت روی از انها بر گردانند ونتیجه بشود شکست در انتخابات میان دوره ای در این دوکشور که در امریکا منجر به تسخیر گنگره (مجلس نماینده گان وسنا) و اکثر فرمانداریها توسط حزب دمکرات امریکا ودر انگلستان نیز شکست سخت حزب کار گر در انتخابات شوراها ومجالس محلی را در پی داشته است .حال چنین بنظر میرسد این دو حزب در انتخابات سراسری پیش رو که در سال اینده (با کمی فاصله از یکدیگر) برگزار خواهد شد. شکست سختی خورده وقدرت را به رقیبان خود واگذارند.مگر انکه تحولی بسیار اساسی ( مثلا یک زلزله سیاسی یا امنیتی )روی دهد که نظر رای دهندگان را در این دو کشور به سمت این دو حزب بر گرداند. قطعا با حذف این دو حزب از قدرت جهان صدرصد امن نخواهد شد اما مثل دوره حاضر نیز انقدر نا امن نیز نخواهد بود . چون در کاخ سفید یا یا شماره ۱۰ نخست وزیری لندن هر لحظه نقشه احتمالی حمله به این یا ان کشور در سر مشاوران وسیاست بازان متعصب ساکن در انجا پرورانده می شود. و همین جهان کنونی را ناامن نموده است . تا نظر شما چه باشد؟
ایا میدانید ؟
ایا می دانید ایران از لحاظ اثار وابنیه تاریخی ثبت شده در "یونسکو" جزئ ده کشور اول جهان است ؟
ایا می دانید معماری بکار گرفته در این اثار وابنیه ترکیبی از تما می روشهای موجود در زمان خود با اعمال ذوق وسلیقه ایرانی بوده است ؟
ایا می دانید اخیرا در "جیرفت" و شهر "سوخته سیستان" اثاری کشف شده که نشان می دهد ایرانیان اولین بنیانگذار تمدن شهرنشینی و صا حب خط در جهان بوده اند ونه بین النهریین ؟ وایا میدانید در نزدیک به پنج هزار سال قبل تکنولوژی جراحی چشم وبه کار گیری چشم مصنوعی در ایران ان زمان انجام می گرفته است ؟
ایا می دانید که با همبستگی ملی وبکارگیری توان تخصصی وقوه خلاقیت ایرانی دوباره میتوانیم به بلندای علم وفرهنگ وتمدن جهان بازگردیم ؟
ایا می دانید بر خلاف تبلیغات نئو محافظه کاران اقلیت و زور گو وجنگ طلب در دولت امریکا ایران صلح دوست ترین و لطیف ترین روحیه را در نین ملل جهان دارد چون در تمامی طول تاریخ خود (بجز در دفاع یا مقام پیش گیری از تجاوزات احتمالی ) به هیچ کشوری تا کنون حمله نکرده است؟
ایا می دانید اگر قدرت مالی وتخصصی ایرانیان مقیم کشورهای غربی و(حتی عربی مثل امارات ) نبود چه مشکلات وکمبودهای شدیدی در جامعه انها پدید می امد؟
ایا میدانید اگر ایران وامریکا روزی مسایل فی مابین را حل کنند ورابطه همه جانبه برقرار کنند اقتصاد و بویژه امنیت منطقه ای وجهانی بشدت رشد خواهد کرد؟
ایا می دانید امریکا حتی اگر هم بخواهد بدلیل هزینه های همه جانبه و فاجعه بار منطقه ای وجهانی ان قادر به انجام هیچ حمله ای به ایران و یا استمرار ان نیست ؟ مگر انگه بقول "البرادعی " چند دیوانه بخواهند دست به این حماقت بزنند؟
ایا می دانید ایران را "عراق یا افغانستان " فرض کردن وبا این خیال خام قصد تجاوز به ان نمودن مساوی است با فاجعه منطقه ای وجهانی ؟ به نحوی که هزاران با گرفتاری متجاورز از عراق و افغانستان کنونی بد تر خواهد بود؟
وبلاخره ایا می دانید سعدی فرمود :
"درخت دوستی بنشان که کام دل ببار ارد
نهال دشمنی بر کن که رنج بی شمار ارد "
اگر هم نمی دانید مهم نیست چون در بحث های بعدی بیشتر به "
چندوچون" انها خواهیم پرداخت. منتظر باشید و خود نیز در این بحث ها شرکت کنید
نظر تان چیست؟
عوامل موثر در گسترش روابط بین الملل
بین روابط سیاسی بین الملل و ثبات سیاسی و امنیتی هر کشور بنظر می رسد رابطه اصولی بر قرار باشد . یعنی هر اندازه روابط سیاسی یک حکومت با کشورهای دیگر صمیمی و دوستانه تر باشد اقتدار سیاسی ان حکومت قویتر و اقتصاد و جایگاه ان نیز در بین جامعه جهانی با لاتر است.و عکس ان نیز صادق است . !
از سوی دیگر عوامل مختلفی می تواند بر این روند موثر باشد که اهم ان از دید نویسنده به شرح ذیل است ؟
الف : عوامل بازدارنده تقویت روابط بین الملل یک کشور با جامعه جهانی :
- سوابق ظالمانه و نابرابر گذشته در روابط بین الملل یک دولت با سایردول .
- رقابت های سیاسی داخلی که امکان بر نامه ریزی دراز مدت را از عوامل اصلی و اجرایی مسئول در روابط بین المللی یک حکومت را سلب می کند چرا که ممکن است بهبود رابطه با این یا ان کشور ممکن است منافع مالی یا سیاسی یک حزب یا یک جناح (یا یک مجموعه ای از انها )را بخطر بیاندازد .
- اعمال شدید ملا حظات امنیتی و عدم اعتماد به سایر دول در روابط بین الملل که در ایجاد در روابط سالم و طبیعی با کشورهای دیگر بعنوان یک عامل بازدارند ه عمل می کند . یعنی قبل ار انکه منا فع ملی و کلی یک حکومت در نظر گرفته شود . ملاحظات ایدولوژیکی و یا ا منیتی در نظر گرفته می شود که در حالت همه مشکو ک اند مگر خلا ف ان ثا بت شود که از منظر رشد و وتوسعه و کسب منابع
سر مایه گزاری خارجی جهت ایجاد مشاغل جدید و نیز کسب حمایتهای لازم در موارد مورد نیاز در سازمانها و نهادهای مهم و اصلی جهانی دچار مشکل می شود . که از این منظر هم حکومت و هم مردم در نهایت ممکن است از این سیاست دچار مشکل جزیی یا اساسی گردند.
- مشکلاتی که سازمانها و دول خارجی جهت گسترش روابط سیاسی و اقتصادی یک کشور بدلیل بروز اختلاف با ان کشور ایجاد کرده یا خواهند کرد که در نهایت می تواند به تحریم و محاصره اقتصادی و در شکل حادتر ان جنگ یا تنش محدود نظا می با ان کشور منجر گردد که در هر حال چنین و ضعیتی می تواند بخودی خود مشکلاتی را در روابط خارجی ان کشور فرضی پدید اورد .
ب : عوامل موثر در گسترش روابط بین الملل یک کشور با دولت یا دولت های دیگر :
- درک اهمیت روابط بین الملل برای امنیت ملی و رشد و توسعه همه جانبه کشور و تحکیم هر چه بیشتر پا یه های حکومت توسط همه احزاب و جنا حهای ان حکومت .
- پو یا سازی روابط بین الملل به این معنی که سیاستهای خارجی بر مبنای منافع ملی و حکومتی و بر اساس شرایط زمانی و مکانی جهان تغییر نماید .
- قبول و یا حد اقل کنار امدن با واقعیت های سیاسی موجود در جهان حتی با و جود نا عادلانه بودن ان .
- انسجام و اتحاد و اشتی ملی که به حکومت می تواند قدرت مانور و چانه زنی بسیاری را در معادلات جهانی هدیه کند.
- شرکت فعال در نهادها و سازمانها منطقه ای و جهانی و یا ترتیبات امنیتی منطقه ای و جهانی بمنظور افزایش ظریب امنیت ملی و کسب موقعیت بهینه در سطح منطقه و جهان .
- بی طرف بودن در منازعات و در گیریهای کشورهای غیر همسایه که هیچ ارتباط مستقیم و منطقی با منافع حکومت و مردم و امنیت ملی ان ندارد .
- جلو گیری از هر نوع افراط و تند روی یا تفریط در موضعه گیریهای خارجی یک کشور که می تواند ان کشور را دچار مشکل یا انزوا سازد .
استفاده از اتباع و منابع فراوان یک کشور در خارج از ان بدون توجه به مسایل اختلاف سلیقه سیاسی احتمالی ان اتباع با حکومت که می تواند قدرت مانور سیاسی و مالی ان دولت را در منطقه و جهان بشدت افزایش دهد. کاری که کشورهای نسبتا کوچکی مثل اسراییل یا یونان یا ایرلند ارمنستان و...با استفاده از ان سیاست های دو لت و کنکره امریکا در ارتباط باخود را بشدت تحت تاثیرقرار داده و میدهند.
-
- گسترش صنعت جهانگردی و جذب جهانگردان از کشورهای صنعتی و پیشرفته در کنار جلب و جذب جهانگردان سایر کشورها بمنظور کسب هرچه بیشتر ارز خارجی و تبادل فرهنگ و صلح و در نتیجه افزایش امنیت و موقعیت برتر در منطقه و جهان.
-
پیام به جنگ طلبان نئو محافظه کار اطراف پرزیدنت بوش ! بعنوان یک شهرو ند ساده ایران زمین و ج.ا.ا این پیام را در وبلاگ انگلیسی خود به با ادرس
http://www.shogaiee.blog.com قرار داده ام که در اینجا اصل و ترجمه انرا تقدیم شما عزیزان می کنم!
Sir
In my opinion, as well as yours, the peace is a holy word for all people of the world . the human nuture is anti war, so, we must follow our nuture.
but some political war-maker are very interested in making war and bleeding. personally they think they are the most smartest than others.
they think it is their own duties to say their and other nations what is correct or false!. so they may begin the war and killing others! or when
they would feel tire may be finishing the bleeding!.ITS SEEMS THE WORLD IS JUST A TOY IN THEIR HANDS.
now, at the white house, there are some very radical political men and women AROUND PRESIDENT BUSH ! which they think its time of beginnig another
shameful war in the middle east by bombing IRAN.
THEY ARE WRONG BEACUSE IRAN IS "PEACEFUL AND PEACE-MAKER". I HEREBY, SAY THEM! DONT TRY SO MUCH!!!
IRAN And THE WEST ESPECIALLY U.S.A ARE VERY NATURAL GOOD FRIENDS TO EACH OTHERS BECAUSE GEO-POLITICS OF IRAN AND THE IMPORTANCE OF THE PERSIAN GULF FOR BOTH SIDES AND OHERS VERIFY IT.MILLIONS OF IRANIANS NOW ARE IN USA AND HAVING
A HUGE INFLUENCES ON USA DEVELOPMENT AND IMPROVEMENT
RATES. LET THE TWO NATIONS EXCHANGE FLOWERS AND PEACE TO EACH OTHERS INSTEAD OF KILLED BODIES OF THEIR DARLINGS.
AT FINAL, I HOPE THE WISE AND WISDOM WOULD WIN AGAINST THE BLEEDING AND WAR AND THEY FORGET THE IMPOSSIBLE ACTIONS! WHAT DO YOU THINK?
ترجمه :
احتمالا شما هم با من هم عقیده اید که "صلح " برای همه مردم دنیا یک وازه مقد س است.از سوی دیگر فطرت بشر طبیعتی ضد جنگ دارد وما باید ا زاین فطرت خود پیروی کنیم.اما متاسفانه بعضی از سیاستمد اران دنبال ایجاد جنگ و خونریزی هستند.چون فکر می کنند بیشتر از دیگران می فهممند با هوش ترند!
انها معتقدند که نه تنها حق تشخیص خوب و بد مردم با انهااست بلکه ان را وظیفه طبیعی خود نیز
می دانند به همین دلیل حق شروع جنگ و خونریزی را ازان خود می دانند و هر وقت هم که خسته شوند فورا ا ن را متو قف می سازند.بنظر می رسد "جهان" اسباب بازی د ست انهاست
متاسفانه چند تایی از این دست سیاستمداران بدور پرزید نت بوش در کاخ سفید جمع شده اند و در صددند تا اگر زمینه فراهم بود جنگ شرم اور و کثیف دیگری (را بر علیه مردم منطقه) ا ینبار.ایران و مثلا با بمباران احتمالی اغاز نمایند.ایران بر خلاف نظر انان کشوری صلح طلب و صلح دوست است من به شما نئو محافظه کارن میگویم که سخت در اشتبا هید.! شرایط منطقه از لحاظ راهبردی دوستی دو ملت ایران و امریکا و غرب را می طلبد !من امیدوارم عقل و منطق بر کاخ سفید مستولی گردد تا بجای مبادله اجساد در جنگ احتمالی گل و محبت و صلح بین این ملتها مبادله گردد!صلح و ارامش منطقه خلیج فارس و خاورمیانه برای ایران و امریکا بسیار مهم است. پس نباید اجازه داد تا جنگ طلبان این صلح و ارامش را در منطقه از بین ببرند تا نظر شما چه باشد؟
امید و امیدواری؟
اگر ازمن بپرسید "زنده" کیست میگویم زنده کسی است که با وجود همه نابسامانی ها و فشار ها و ناجوانمردیهای زمانه سر بمانند سرو به اسمان دارد ! خم و غم به ابرو نمی اورد ! ناله نمی زند ! و می داند که همیشه حق به حق دار می رسد! هرچند با تاخیر! بنظر من انسان مسئول در هیچ شرایطی از اسمان نا امید نمی شود! که اسمان سرشار از امید و رحمت بیکران خداوندی است! . عاشق به معشوق خود نمی رسد اگر بیتابی کند و صبور نباشد! صبر پایه زندگی است!
امید خونی است که در کالبد بشر امروز اگر و اگر تزریق شود ! غو غا به پا می کند! خود و جامعه خود را طراوت بهاری می بخشد ! کویر زندگی را به جنگل و سبزه زار تبدیل می کند !و در عین بی پناهی هزاران پناه می افریند! هزاران دشمن را دوست می سازد ! و هزاران مرده متحرک را زندگی و حیات دوباره می بخشد! و در یک کلام از انسان "ادم" می سازد .!
امید و "امیدواری" روح انسان پژمرده و خسته و از پیش مرده ! را دوباره زنده می کند و او را به جایگاه شایسته خود می رساند! امید رحمتی اسمانی است که سعادتمند می خواهد ! انرا از درخت بهشتی بچیند!
و امید هیچ مظلومی را برای همیشه ظلم پذیر نمی کند ! و هیچ ظلالمی را بر ای همیشه تاریخ بر دیگری مسلط نمی کند و امید سر انجام همه را باهم و در کنار هم به ارامش می رساند ! فرد امیدوار کوه اورست را فتح می کند اگر حتی نابینا و فلج باشد! که اگر با جسم نتواند با باور و روح و خیال و رویا ی خود به ان قله قدم می گذارد!
واقعا" امید " این معجون حیات بخش چیست که می تواند این همه کار بکند کارستان ؟
و پاسخ ! امید جوهری است از جواهر خداوندی که به انسان هدیه شده است ! کسی که از ان خوب استفاده کند در فقر بقول حافظ "...کار اهل دولت می کند.." و در بلا عافیت دارد ! و در گرفتاری ازادی!
فرد نا امید مرده است هر چند گور و کفن نداشته باشد! پس امید وار باشیم تا مرده نباشیم !
به امید سر بلندی و سعادت تک تک شما و ایران و اسلام و ج.ا.ا و تمدن و فرهنگ بزرگ انسانی و اسمانی ما !
راستی نظر شما چیه؟
مهاجم کیست و مدافع کدام است؟
از دیدگاه من :مهاجم شیطانی است در کالبد انسان که به روح و جسم و مکان و هر انچه که (مدافع دارد و مهاجم ندارد ) چشم طمع داشته و دارد . مهاجم برانست تا "روح"و "روحیه"یک ملت را به سلطه خود بکشد! هویت و پیشرفتش را بگیرد و واو را همه چیز کند الا "ادم" .!...
و مدافع انست که با ایثار و گذشت از هرانچه حق اوست یعنی "رفاه و زندگی" تن به دفاعی می دهد که برد یا باخت ان "پیروزی" است چرا که دفاع به خودی خود یک "فضیلت اسمانی" است . و کسی که فاضل است کمتر بازنده است و بیشتر برنده!
فقط می ماند کدام مهاجم شیطان است و کدام مدافع فاضل ؟ که معیار حق و با طل را خدا تعیین فرموده است که مهاجم شیطانی فقط در راه شیطان و ارمانهای سلطه طلبانه در سطح جهان گام بر می دارد و مدافع فاضل انست که در برابر تجاوز و حاکمیت بیگانه گستاخ وزور گو به حکم خدا و عقل بایستد! و مهاجم را وادار به پذیرش حق و یا انصراف از تجاوز نماید! ...
شهید کیست و شهادت چیست؟
از دیدگاه من شهید کسی است که اگاهانه و عالمانه همه هستی ونیستی خود "جان" این امانت الهی در کالبد زمین و زمان خود را در راه خدا و هدفی مقدس مثل دفاع از "حریم و حرمت مقدسات " و اب و خاک و استقلال و دین و ایمان و شرف و غیرت خود ( یا ملت خود )به صاحب اصلی اش "خدا" بر می گرداند یعنی "شهادت" همین!
مرگ یا زندگی ؟ کدام ؟!!!
ایا تاکنون به "مرگ" و "زندگی" در معنی عام ان فکر کرده اید ؟
از دید گاه من مرگ و زندگی نه علت و معلول هم که مکمل هم اند اما زندگی سازنده مرگ است ! و نه مرگ سازنده زندگی!
اگر انسان زنده چنان غرق زندگی و پول و ... گردد که بجز انها "چیز دیگری" نداشته باشد !بنظر میرسد مرده باشد قبل از انکه بمیرد!
همچنان که انسانی که "ان چیز های دیگر" را دارد زنده است قبل از انکه زندگانی کند!
از دیدگاه من "مرگ " حق است اما "زندگی " حق تر از ان ! پس زندگی کنیم قبل از انکه بمیریم!
شما چه فکر میکنید؟
ازادی چیست؟
ازادی از دیدگاه من یعنی ازاد بودن تن و روان از هر چیزی که من و تو را اسیر و بنده غیر خدا کند ! . ازادی یعنی بدور بودن از هر غریزه و خواستی که برای رسیدن به ان من و تو مجبور باشیم همه چیز باشیم مگر خودمان ! همه کار بکنیم مگر کاری که قلبا دوست داریم ! و همه چیز باشیم مگر انسان! به همه چیز فکر کنیم مگر با هم بودن و" ادم" بودن!
ازادی از دیدگاه من یعنی انکه من و تو با هم حرف بزنیم تا اگر حتی حرف هم را نفهمیم . همدیگر را ببینیم و بشنویم و یا تحمل کنیم . ازادی یعنی جمع اضداد باهم و در کنار هم به امید " " انسانیت" و اینده ای بهتر! ازادی یعنی عشق و از ان مهمتر عشق ورزیدن به هم و به همه انچه که اسمانی و زمینی است یعنی ساخت خدایی دارد ! عشق بخدا و عشق به عاشقی او!ازادی از دید من یعنی من و تو اگر با هم نظر متفاوت داریم . یا بدتر همدیگر را قبول نداریم . بدانیم که راهی نداریم مگر نظر مخالف خود را بشنویم و اگر مایل هستیم ان را نقد و بررسی و اصلاح کنیم و یا حداقل همدیگر را تحمل نماییم . ازادی یعنی باهم بودن و برای هم بودن و عشق ورزی و اثبات منش و کنش خداگونه انسان بر زمین! پس سلام ودرود بر ازادی و همه انسانهای که ازادند! و ضد ازادی یعنی هر انچه که من و تو را ازهم دور کند و هر
دو ی ما را از "عشق به هم و خدا " باز داشتن تا نظر شما چه باشد ؟
پيام هشدار به پرزيدنت بوش و دولت امريكا
ياداشت زير را خطاب به پرزيدنت بوش و دولت امريكا نوشته و در ذيل قرار داده ام اميد كه اگر سري به اين وبلاگ زدند بخوانند !!! جهت شما عزيزان نيز ترجمه ان را در ذيل متن انگليسي اورده آ م.
In the name of God . A SHORT OPEN LETTER TO PRESIDENT BUSHMR PRESIDENT BUSH I RESPECTFULLY LET YOU KNOW AS AN I.R.I CITIZEN MAN WHICH HAVE EXPERIENCES IN 3 FIELDS ( SOCIAL PLANNING - TOUR HANDLING AND GUIDING - COMPUTER SIENCES) YOUR GOVERMENT MEMBERS INTERVIEWS AND SPEECHES ABOUT I.R.I ARE VERY DANGEROUS FOR U.S.A AND IRAN AND ALSO MIDDLE EAST COUNTRIES.BECAUSE CONSIDERING IRAN AS IRAQ OR AFGHANESTAN IS NOT A CORRECT OPTION.IRAN IS IRAN . WE HAVE THOUSANDS YEARS CIVILIZATION AND CULTURE. WE HAVE FACED OF HUNDREDS WARS WHICH OUR ENEMIES HAVE BEGUN AGAINIST US DURING OUR HISTORY. WE LEARNED HOW TO DEFEND OUR COUNTRY ,THE LATEST ONE WAS THE 8 YEARS HOLY DEFEND AGAINIST SAADAM TROOPS WHILE WE HAD THOUSANDS MARTYRS AS GIFTS TO ISLAM AND IRAN.INDEED, MARTYRDOM FOR IRAN INDEPENDENCE AND ISLAM NORMS IS A HOLY WISH OF ALL PEOPLE OF IRAN
MR PRESIDENT WE ARE NOT FOR WAR . WE ARE PEACFUL NATION WHICH HAVE NOT BEGUN ANY WAR AGAINIST NONE OF WORLD COUNTERIES DURING ALL OUR HISTORY . BUT WE ARE VERY SKILFUL DEFENDERS IN MY OPINION ,WITHOUT CONSIDERATION ALL DIFFERENCES ,IRAN AND U.S.A HAVE A COMMAND INTERESTS IN THE REGION (EVEN IN THE WORLD) BECAUSE THE SECURITY OF PERSIAN GULF AND SAFE SHIPPING ... ARE VERY IMPORTANT TO BOTH SIDES DURING OF NEGOTIATIONS FOR SETTLING THE GOVERMENTS IN IRAQ AND AFGHANESTAN , IRAN HELPED THE BOTH NATIONS FOR GETTING TOGETHER AND HAVING THEIR SELECTED GOVERMENTS IN THEIR STATES WHENEVER IRAN INVITED TO HELP THE OTHERS FOR SETTLING THE PEACE BETWEEN QROUPS AND COUNTRIES IN REGION ., IRAN HAVE TRIED ALL ITS INFLUENCES AND FINALY HAD SOLVED THE PROBLEMS AND MAKE PEACE BETWEEN THEM IN ADDATION, IRAN AND US (AND ALSO OTHER STATES OF THE REGION) MAY HAVE AN STRATEGIC RELATION . SO WE MUST TRUST IN EACH OTHER , AND ALSO US MAY CONTROL OF RADICAL" NEW CONSERVATIES " IN WHITE HOUSE WHICH ARE VERY INTERESTED IN BEGINNING ANOTHER WAR IN THE REGION A WAR THAT MAY BE TO BEGIN THE THIRD WORLD WARIN FINAL, I HOPE A BETER FUTRE FOR I.R.I AND U.S.A( WEST IN GENERAL ) RELATIONS WHICH CAN HELP TO HAVE A SAFE REGION AND A NICE WORLDTHANKSSAID SHOGAIEE SAADI"
"بنام خدا" " يك هشدار كوتاه به پرزيدنت بوش و دولت امريكا " اقاي رئيس جمهور بوش:احتراما من بعنوان يك شهروند ج.ا.ا. ( با سه زمينه مهارتي برنامه ريري اجتماعي - تورگرداني و راهنماي تور- و علم كامپيوتر ) به اطلاع جنابعالي ميرسانم كه مصاحبه ها و سخنراني هاي ضد جمهوري اسلامي اعضا ئ دولت شما مي تواند براي امريكا و ايران و منطقه حساس خاورميانه بسيار خطر ناك باشد . بنظر مي رسد برداشتهاي شما از ايران كاملا اشتباه باشد. شما و دولت امريكا احتمالا ايران را "افغانستان يا عراق " فرض كرده اید . كه چنين فرضي كاملا نادرست و خطر ناك است زيرا " ايران يعني ايران" و نبايد با هيچ كشوري ديگري مقايسه گردد. ما ملتي با چند هزار سال فرهنگ و تمدن هستيم . و در طي اين مدت صدها جنگ را در مقام دفاع تجربه كرده ايم . اما در تمامي طول حيات چند هزار ساله خود هر گز به كشور دیگر ی تجاوز نكرده ايم هرچه بوده دفاع بوده و بس.! كه اخرين ان دفاع مقدس هشت ساله در برابر صدام متجاوز بود که در طی ان هزاران شهید تقدیم اسلام و ایران گردید . بتابراين ما ياد گرفته ايم كه چطور از كشور و تمدت کهن و چند هزار و دین خود دفاع كنيم .! شهادت در دفاع از ارزشهای ملی و دینی افتخار هر ایرانی با هر اعتقاد ی در برابر متجاوز ان است.
اقاي رئيس جمهور:
ما ملتي صلح طلب ايم و از جنگ وخونريزي بيزاريم . اما ما مدافعان بسيار حر فه اي از كشور خود هستيم . بعقيده من ايران و امريكا( هرچند باهم اختلاف دارند )اما منافع مشتركی هم در منطقه و(حتی) جهان دارند . مثل نقطه نظر مشترك در باره موضوعاتي نظير امنيت منطقه خليج فارس و امنيت كشتيراني و امثالهم . بعلاوه اين ايران بود كه فعالانه به در خواست های كمك براي تشكيل دولت در دو كشور عراق و افغانستان پاسخ مثبت داد و با ايجاد صلح بين گروههاي رقيب در اين دو كشور زمينه تشكيل دولت در اين دو كشور را فراهم ساخت.براي ساير موارد نيز ايران اماده بوده است تا كما في سابق نهايت تلاش و نفوذ خود را بكار گيرد تا مشكلات منطقه حل گردد. از سوي ديگر بنظر ميرسد امريكا و ايران در منطقه منافع "راهبردي" فراواني دارند كه با كمي اعتماد به يكديگر ( و كنترل عوامل تندرو "نئو محافظه كار "در كاخ سفيد كه ظاهرا بدشان نمي ايد جنگ ويرانگر ديگري در منطقه بر پا كنند ) می توانند قدم های بیشماری را برای رشد امنیت و توسعه همه جانبه منطقه بردارند بنظر می رسد این خواسته جهانیان نیز باشد. بهر حال اگرجنگي در منطقه در بگیرد این احتمال وجود دارد که نهایتا منجر به جنگ جهاني سوم بگردد .در پايان من اميدوارم در اينده روابط امريكا ودر كل غرب با جمهوري اسلامي ايران رو به بهبودي گذارد كه اين بنوبه خود مي تواند منجر به امنيت بيشتر منطقه و دنيايي زيبا تر گردد .متشكرم سعيد شجاعي سعدي
چند عامل بازدارنده تاريخی
اگر در تاریخ ایران زمین از بد و ورود نیا کان اریایی مان تا زمان حا ضر به کاوش در "روحیه ملی " و "روابط همه جانبه " اجتماعی مردم ایران بپردازیم احتما لادر خواهیم یافت که در کنار هراران ومیلیونها حسن و منش و کنش والا ی که داریم ( که در بعضیاز انها واقعا درجهان اگر نگوییم بی نظیر شاید کم نظیریم ) اما متاسفانه یک خلق و خوی نا پسند هم داریم که ان عبارت است از :
" حرف حرف من است و هر چه من می گویم حقیقت است و اگر کسی خلاف ان نظر داد حتما دشمن من است"
ایران و ایرانی تحقیقا ( صد البته ار دید من )در طی تاریخ وفرهنگ چند هزار ساله خود فراوان از این تفکر ضربه خورده است . چرا که همه فقط زبان" گویش" داریم و تو گویی"گوش شنوا" یمانتعطیل شده است. به ما فرصت دهند چند شبانه روز!!! ممکن است حرف بزنیم اما اگر گفتند بنشین چند ساعت حرف دیگران را هم بشنو ! یا فرار بر قرار تر جیح میدهیم و یا با خواب و چرت شنونده دیگران می شویم !و یا با حد اکثر احساس شکنجه و انزجار برای چند دقیقه ای ممکن است نا خواسته حرف های دیگریرا تحمل کنیم !
بنظر می رسد ریشه همه عقب مانده گی تاریخی ما در صده های گذشته نیز همین نکته اساسی بوده است ! یعنی زیاد گفتیم و لی خیلی کم شنیده ایم .صبرمان در گفتن فراوان ولی در شنیدن بسیار كم !
بنظر مي رسد يكي از علت هاي تند روي و كند روي تاريخي ما نيز همين مسئله باشد . در درگيري هاي خرد و كلانمان زود از كوره در مي رويم . فحش و تهمت و افترائ (و اگردستمان به اهرمهاي قدرت نيز نزديك باشد) كه ديگر واي بر حال طر فمان ! پرونده سازي يا هركار ديگر را انجام مي دهيم و تا پدر طرف را خلا صه در نياوريم ولش نمي كنيم ! و اگر خودمان گرفتار شديم اه وناله و زدوبند تا بلكه نجات يابيم.!
بجز دوران با شکوه حکومت هخامنشیان (بویژه کورش کبیر " که گویا همان ذوالقرنین و ذالکتفین قران مجید باشد "و داریوش ) و محدود پادشا هان دیگر که مسئله" شور و مشورت " به معنی واقعی کلمه در جامعه ایران از صدر تا ذیل بر قرار بود ه است . ما متا سفانه تا قبلاز وقوع انقلاب اسلامی و بروی کار امدن نظام جمهوری اسلامی در ایران شاهد یک حاکمیت خشک یک طرفه و امرانه ای بودیم که نه تنها استعداد جمع کثیری از متفکرین واندیشمندان ایرانی( چه در درون حاکمیت یا خارج از ان) را سرکوب و به نابودی کشانده بلکه هزاران متفکر و اندیشمند نیز سر به نیست شدن تا نباشندکه مثلا "وراجی" کنند!
همین مسئله هم سبب شد تا حکومت های انها تهی از افراد شاخص و متفکر و اندیشمند و "برنامه و اندیشه" گردد و در نتیجه از درون یا برون دچار مشکل اساسی و یا حتی اضمحلال گردند.
به نظر نگارنده این سطور" اندیشه "و "اندیشمند" برای هر جامعه و هر حکومت بمانند تزریق خون به بدن می مانند . همانگونه که خون تازه به بدن فرد نشاط و سلامتی و زنده گی وحیات هدیه می کند . متفکر واندیشمند نیز پایه های یک حکومت و ساختارهای اجتماعی ان را بشدت تقویت می کند . همانگونه که در خون تزریقی ممکن است ویروس و عوامل منفی نیز باشد .در تزریق ازاد فکر و اندیشه نیز به جامعه ممکن است عوامل مضر هم وارد شود که باز همانگونه که بد ن عامل ورودی به بخود را جذم و هضم وبمرور خنثی میکند کار کردهای سالم جامعه نیز بصورت پویا افکار و اندیشه های مضر را بمرور حذف و خنثی میکند . پس نباید از فکر واندیشه ترسید هرچند خلاف نظر ما باشد !
با روی کار امدن نظام ج.ا.ا تا حدود زیادی این معادله بر هم خورده است . تا سیس نهادهای گوناگون غیر فرمایش و با انتخاب مردم و یا ایجاد شوراهای شهر وروستا و... همه نمودی از این تغیر وتحول اساسی بود ه اند . اما ایا با این دگرگونی اساسی که با تاسیس هزاران نهاد و مراکز مشورتی واجرایی و سازمانها واحزاب و گروهای غیر دولتی "ان. جی .او" ... ایجاد شده ایا در ایران بعد از انقلاب عادت نسبتا همه گیر تاریخی ما "گفتن" ولی "نشنیدن" از بین رفته است ؟
بنظر می رسد پا سخ خیر با شد ! چون اگر چنین بود !ما این همه مشگل در جامعه نداشتیم !
اگر امروز در جامعه ما خادمی که بارای مستقیم مردم انتخاب شده مظلوم واقع می شود ! و یکسره همه مخالفین بر ا و می تازند ؟! و اگر هنوز این فرد ان فرد دیگر ! و این گروه و حزب و جناح ان دیگری را قبول ندارد و خود را "حق و حجت " می داند و "دیگران را نا حق و شاید هم منحرف ". ! واگر نارسایی ها ممکن است هنوز زیادباشد! .
همه و همه بنظر نویسنده ناشی از بقای همان عادت چند هزار ساله "گفتن ولی نشنیدن " است که از نسلهای قبلی بما رسیده است !
خدا کند برای نجات خود وجامعه خود درجهان بی رحم کنونی تا دیر نشده این عادت را کنار بگذاریم تا :
اول : حرف یکدیگر را هم بفهمیم و به مخالف خود حق اظهار نظر دهیم.!
دوم : زمینه اتحاد وانسجام ملی و اسلامی هر چه بیشترفراهم گردد .!
سوم : دشمنان نابودی ایران و تمامیت ارضی و... ناامید و سر خورده گرد انیم .!
چهارم :رشد و شکوفایی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی جامعه و ج.ا.ا. هر چه بیشتر فراهم گردانیم .!
پنجم : ریا کاران و بی سوادان و بی ظر فیت های پست و ذبون نتوانند با پنهان کردن خود پشت نقاب حرف نزدن و در نتیجه "پنهان کردن بی لیاقتیّها و ناشایسته گی های "خود افراد صاحب استعداد و خالص و عاشق خدمت به کشور وجامعه و ج.ا.ا. را کنار زده و خود جای انها را بگیرند که اینبنوبه خود می تواند ارکان های جامعه و حکومت را در اینده دچار مشکل اساسی نماید.
ششم: تا دشمن نتواند ما را تهدید به حمله نظامی کند و پیشرفت فنی و علمی ما را زورگویانهبه تلاش برای کسب بم و یا به خطر انداختن امنیت منطقه وجهان جلو ه دهد . به بیان دیگر وجود اندیشمند و تفکر خود در جهان امروز می تواند یک حصار امنیتی نامحسوسی بدور حکومتها وجامعه ایجاد کند که هر دشمنی را از نزدیک شدن به انباز دارد .
همه باهم بدور از هر نوع تفرقه و گفتن "من درست می گویم" دست در دست هم دهیم به مهر با حمایت از مسئولین و مواضع نظام ج.ا.ا. در همه زمینه ها و منجمله انرژی هسته ای موضعکشورمان را در جهان بشدت تقویت کنیم . تا زمینه رشد وشکوفایی جامعه هر چه بیشتر میسر گردد !
تا کشور های زور گو ومتجاوز قصد پلید حمله برای تسلط به منابع و منافع و تمامیت ارضی و...ایران زمین را از فکر شیطانی خود بیرون کنند ! که در غیر این صورت همه زیان غیر قابل جبران می بینیم !ضرری که شاید موجودیت ایران و ایرانی را برای همیشه تاریخ به خطر بیا ندازد!ضمنا در کنار این حمایت همه جانبه می توانیم و باید به بیان نارسایی ها ی احتمالی نظلام و مسئولین وارایه راه کار و پیشنها دات اصلاحی و اجرایی لازم نیز بپردازیم .هرگز نباید فرد یا گروهی (در داخل یا خارج )منافع فردی حزبی و گروهی و سازمانی خود را بر هویت و منافع ملی و تمامیت ارضی ترجیح دهد که در این صورت سنگ روی سنگ بند نخواهد شد و بیگانگان ستمکار ظاهر فریب اماده اند تا اگر شرایط محیا بود وضعیت عراق و افغانستان و یا از نوع فلسطین و لبنانش را به ایران نیز هدیه کنند! و بنظر من این یک وظیفه ی تاریخی است که بر دوش همه اندیشمندان و متفکرین مذهبی یا غیر مذهبی ( چه در درون ایران یا خارج از ان ) قرار دارد .نسل کنونی ما باید تمدن و فرهنگ و هویت ملی و افتخارات چند هزار ساله ان را بهمراه استقلال وتمامیت ارضی اش! برای نسلهای بعد ار خود نیزحفظ نماید .!
هفتم: بلا خره همه بشویم گل وایرانبشود گلستان ! یعنی میشه ؟من که میگم می شه ؟
تا نظر شما چه باشد؟
چند نکته مهم زندگی
نوشته : سعيد شجاعي سعدي اول - انقدر باسواد شو تا مثل مو نازكت كنند اما نتوانند قطع ات كنند ! دوم - نان كسي را نبر كه خدا نان و نام و ابرويت را مي برد ! به انچه داري قانع باش تا مجبور نشوي به مال مردم يا بيت المال مردم دست خيانت دراز كني ! سوم - كينه ا ي و عقده اي نباش! اگر هزار بلا سرت بياورند ! بخشنده باش كه خدا با صابرين است و بخشنده گان را دوست دارد! كه گفته اند "... هرچه كني بخود كني گر همه نيك بد كني " ! چهارم - از پيشرفت ديگران احساس خطر و ترس يا حسد نكن ! كه شايد او در اينده دستگير يا نجات بخش تو باشد ! اگر به کسی ظلم یا خیانت کردی قبل از قیامت ! در همین دنیا جبران کن ! دل و حلالیت مظلوم را بدست بیار! نترس! خجالت نکش ! او با اغوش باز قبولت می کند قطعاخدا هم خشنود می شود! بگذار همانگونه که مظلوم طعم ظلم تورا چشیده است ! ندامت وپشیمانی تورا ببیند و طعم جبران تو را هم بچشد ! پنج - اگر دست و پاي ديگران را بستي تا خود مسابقه دو ميداني زندگي را ببري ! به برد خود غره مباش كه چنين بردي باخت است نه برد ! چون در ميدان و مسابقه اي ديگر تو نمي تواني ان برد را تكرار كني ! ششم - از شرم و حيا ديگران سوئ استفاده نكن ! كه اگر او مثل تو از خدا نترسد رسوايت مي كند! هشتم- يار و ياور هم باشيم كه خدا فرموده " من با جماعت هستم " ! این همه تخم تفرقه و کینه کاشتی مگر بجز ذلت و خفت!!! و نفرت مردم از تو چه درو کرده ای؟ که برنمی گردی جان برادر؟! نهم - اگر از يك عيب او سخن مي گويي از هزار حسن او هم سخن بگو ! کوچک همیشه کوچک است ! هرچند کفش و لباس بزرگان تن کند و ثروت انان جمع کند! چون روحش کوچک است چون ظرف و ظرفیت بزرگ بودن را ندارد . بزرگش نخوانند اهل خرد که بزرگی به عقل است شرافت و عبودت خدا و انصاف در کلام و اعتدال در رفتار و یاری محرومان!همین و بس! دهم - اين همه بد كردي انرژي گذاشتي تا با اين دسيسه يا ان دسيسه شيطاني ! اين يا ان را در اينجا يا انجا به زشت ترين و كثيف ترين و ناجوانمردانه ترين شكل غير انساني و ضد دینی ممكن گرفتار كني ! از مقام شامخ و اسماني "ادميت" و "انسانيت" خودت خجالت نمي كشي ؟ چرا و به چه قيمت و براي رسيدن به كدام سود يا مقام چنين بي محابا ارزش هاي انساني و الهي خودت را نديد مي گيري و خود را خسره الدنيا والاخرت ميكني! ؟ يازده -- گذ شته ها گذشته است . ايندهاي تابناك در حال اغاز شدن است . دستت را به من بده ! نترس من صادقم ! از جنس اخرتم! بخشيدمت ! به فكر انتقام يا مقابله هم نيستم ! به هيچ كارت كار ندارم و پول وثروتت (حلال يا حرام ) مال خودت !مبارك خودت ! ديدي كه حلال فراوانش را داشتيم و نماند .! من خودت را مي خواهم نه به گذشته و نا رفيقي هايت با من و ديگري كار دارم و نه به ثرو ت و مقام و مكانت كار .! فقط مي خواهمت تا براي رضاي خدا و كمك به محرومان و نظام حركتي را با هم شروع كنيم كه همه ما را متحدتر و رفيقتر كند تا بيگانه من و تو را نشكند! که راه سعادت همگی این است بس! دواردهم - مگر نه انكه همه ما در محضر خداييم و روزي بايد بسوي او بر گرديم . پس چرا وقتي اول واخر هر كار با خدا سر و كار داريم كاري خدايي نكنيم ! تا در قيامت در برابر خدا و رسول مكرمش و علي و فرزندانش رو سفيد نباشيم . چر بايد كاري كنيم كه در دنيا و اخرت از وجداني اسوده و روحي ارام و قلبی مطمئن بر خوردار نباشيم ؟ من به اين دغدغه ها فكر مي كنم كه به دنبال پول و جا و .. نر فتم ! هر چند كم هم نداشتيم ؟ كه چون دستمان به گوشت نرسد بگويم بو ميده ! "
ما پاک دلانیم زه کسی کینه نداریم هر کار که کردند همه را پاک بدانیم "
" جز عشق نگویید که جز ان هیچ ندانیم از قهر نگویید که ازان هیچ ندانیم "
والسلام.

No comments:
Post a Comment