Friday, December 7, 2007

یک بازی خطرناک

مارت این کشور ی که بخش عمده ای از دلیل سر پا بودنش را به همت و تفکر مدیریتی و تجاری و صنعتی و کار و سرمایه ایرانیان مدیون است چند سالی است که با توجه به اختلافات سیاسی جمهوری اسلامی با امریکا و بعضی از کشورهای اروپایی فرصت را برای طرح ادعای غیر حقوقی مالکیت سه جزیره ایرانی مناسب دیده و هر فرصتی که پیدا کنند این درخواست نا مربوط خود را تکرار می کند . من بعنوان یک محقق و تحلیلگر ساده ایرانی خدمت مقامات محترم امارات عرض می کنم ورای همه اسناد و دلایل و مستندات تاریخی که مالکیت ایران بر این سه جزیره ایرانی را ثابت می کند چطور ممکن است یک کشوری مانند ایران اسلامی گلوی خود ( سه جزیره تنب کوچک و بزرگ و ابو موسی ) را تحویل بیگانه دهد تا او هر وقت که خود یا کشورهای دیگر خواست امنیت ایران را با فشار دادن برهمین گلو بخطر اندازد. بنابراین بنظر می رسد بهتر باشد که امارات دل به حمایت این یا ان کشور عربی نبندید !چه در زمان حاضر و چه تا ابدیت این سه جزیره ایرانی بوده و ایرانی هست و به هر قیمت ممکن ایرانی می مانند .! زیاد هم بر روی سوی استفاده از اختلافات ایران و امریکا و بطور کلی ایران و غرب حساب نکنید.! هر کودکی می داند که موقعیت سیاسی و جغرافیایی ایران و تاثیری که ایران بر صلح و امنیت جهانی دارد به اندازه ی است که هر لحظه ممکن است به طور ناگهانی (همانگونه که بطور غافلگیر کننده و ناگهانی 16 سازمان جاسوسی امریکا گزارش براعت ایران اسلامی از سلاح اتمی را منتشر کردند) ایران امریکا برای حفظ صلح و ثبات منطقه و جهان به توافق کامل برسند و ایران نه تنها موقعیت سیاسی خود را در بین تمامی مجامع جهانی تجدید کند که بدلیل توان نظامی و سیاسی و اقتصادی موقعیتی زیبنده تر از پیش از انقلاب اسلامی در منطقه و معادلات سیاسی و نظامی جهان پیدا کند. درک امکان عملی شدن این مهم خیلی ساده است کافی است به تحولات 3ماهه اخیر نظری دقیق و موشکافانه داشته باشید. سفر پرزیدنت پوتین به ایران و تشکیل جلسه سران کشورهای دریای مازندران در تهران و گزارش البرادعی و گزارش 16 سازمان جاسوسی امریکا و برگزاری سه دور مذاکره امریکا و ایران بر سر عراق و و سفر دکتر احمدی نزاد به نیویورک و همان مجموعه شرایطی که سران شورای خلیج فارس را تشویق به دعوت از دکتر احمدی نزاد برای شرکت در جلسه اخیر سران این کشورها در قطر نمود و بسیاری از تحولات دیگر اشکار و پنهان سیاسی بین ایران و کشورهای طراز اول جهان همه نوید یک تحول سیاسی مهم و تغییر معادلات سیاسی و امنیتی منطقه و بتبع ان جهان را بنع همه کشورها و منجمله ایران می دهند . لطفا برای گرفتن ماهی از اب گل الود نیز به فکر دامن زدن به اختلافات ایران با غرب تا سرحد جنگ را هم بهتر است از سر بیرون کنید . چون اول امکان وقوع چنین اتفاقی تقریبا بعد از گزارش 16 سازمان های جاسوسی امریکا نزدیک بصفر است. دوم حتی اگر بدبینانه فکر کنیم ! و خدای ناکرده چنین اتفاقی بیافتد ( یعنی بین ایران و امریکا جنگی اتفاق افتد)تحقیقا بنظر می رسد همه کشورهای منطقه بدون استثنای در اتش عواقب بسیار فاجعه بار ان خواهند سوخت و کسی نمی ماند که از اب گل الود ماهی بگیرد! بنابراین مطلوب ان است که در نهایت دقت و بررسی و بدور از هر توهم و خیال پردازی خطرناک باید همه واقعیات سیاسی و جغرافیایی حاضر را بپذیریم که هر گونه دست اندازی برای تغییر این وضع تحقیقا ممکن است به فاجعه ای منجرشود که همه را سخت پشیمان کند که در چنین صورتی شاید دیگر پشیمانی هم سودی نداشته باشد پس اصطلاحا علاج واقعه را باید قبل از وقوع کرد > رابطه برادرانه فعلی بین ایرانیان و همه کشورهای عربی خلیج فارس باید برادرانه و دوستانه و در نهایت مودت و همکاری و دوستی بماند و هیچ کس حق ندارد به تحریک دیگران یا راسا این روابط حسنه را به کینه توزی و دشمنی بین کشورهای منطقه خلیج فارس تبدیل کند . تاریخ گذشته این منطقه نشان می دهد که ایران همیشه یار و یاور همه کشورهای خلیج فارس در همه زمینه ها بوده و قطعا در اینده نیز خواهد بود .



فرصت سیاسی مناسب

بعد از گزارش اخیر البرادعی رییس انرزی هسته ای بین المللی و گزارش چند روز قبل 16 سازمان جاسوسی امریکا ( که به بمب خبری در جهان مشهور گردید)در مورد صلح امیز بودن بر نامه هسته ای ج.ا.ا بنظر می رسد که شزایط برای بهره برداری ایران در جهت تامین حقوق حقه خود بسیار فراهم باشد . امریکای دسامبر 2007 تحت حکومت نئو محافظه کاران تندرو و جنگ طلب در حزب جمهوریخواه حاکم فعلی بشدت اصطلاحا "کم اورده" است یعنی در صحنه اقتصاد و سیاست داخلی بشدت ناتوان و ضعیف نشان داده است و محبوبیتش را بشدت از دست داده است و در صحنه بین المللی با تخریب چهره امریکا تنها دست اوردش خونریزی و کشتار مردم عراق و افغانستان و سومالی و ... و همچنین سربازان امریکایی و صد الیته ساقط کردن صدام و طالبان است. حال در چنین شرایطی بنظر می رسد دولت دکتر احمدی نزاد عزیز اصلا نباید فرصت پیش امده برای تامین منافع استراتزیک و دراز مدت ایران سربلند را از دست بدهد . امریکای دسامبر 2007 تا حدود کمتر از یک سال شاهد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری خواهد بود و نئو محافظه کاران حاکم بر حزب جمهوریخواه فعلی امریکا بنظر می رسد حاضرند دست به هر کاری بزنند و احتمالا از خیلی ادعا های غیر حقوقی خود دست بردارند تا در سال اینده باز در کاخ سفید ماندگار شوند . بنابراین تحقیقا چنین بنظر می رسد انها برای فرار از شکست های پی در پی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و امنیتی و نظامی حاضرند تن به هر امتیازدهی و یا خدای ناکرده دست به هر عمل جنون امیزی بر علیه ایران اسلامی حتی با وجود همه مخالفتها و نداشتن توجیه سیاسی و حقوقی و نظامی بزنند . انشالله ما با وقت شناسی دقیق "فرصت سوزی " نخواهیم کزد

No comments: