Friday, December 7, 2007

من یک سرمایه دارم پس من هستم

من پول دارم پس من هستم خیلی فرقی نمی کند که پولدار امروز - قبل از انقلاب و یا اوایل انقلاب اسلامی در روستا و در شهر خود در فقر مطلق بسر می برده اند و اکنون به برکت شرایط زمانی و مکانی بعد از انقلاب از راه حرام و یا حلال برای خود ثروت خرد یا کلان فراهم ساخته اند!!!؟ و اصلا هم مهم نیست که در پولدار شدن این افراد با رانت و فعالیت های غیر قانونی هم همراه بوده یا خیر !!!؟. و اصلا فرقی نمی کند حق و حقوق چند هزار و یا چند میلیون نفر در پولدار شدن این سرمایه دار ها ی نو ظهور امروزی پایمال شده باشد !!!؟. هرچه بوده گذشته است و بنظر هم نمی رسد در اینده قابل پیش بینی کسی زورش به قشر جزئ طبقه فقیر دیروز ولی سرمایدار نو ظهور امروز برسد!؟.حال این قشر سرمایه دار جدید (بدون توجه به حق و یا نا حق بودن ان) کلیددار گنجینه سرمایه های غیر دولتی کشور هستند .! مهم این است که این سرمایه داران امروزی سرمایه خود را در تولید و اشتغال زایی بکار گیرند و انرا احتمالا از کشور خارج نکنند : تا: اول - درامد حلال عاید او گردد. دوم - چند صد و یا چند هزار و ازدیدگاه کلان چند میلیون بیکار مشغول به کار و تولید گردند. سوم - چرخه اقتصاد و تولید ناخالص و رشد و توسعه کشور رونق بیشتر یابد و درنتیجه صادرات رونق بستر گرفته و وابستگی به درامد نفت کم گردد تا درامد نفتی بجای هزینه شدن در امور هزینه های مصرفی و جاری هرچه بیشتر به سمت سرمایه گذاری در امور زیر بنایی کشور سوق داده شود. چهارم - این قشر سرمایه دار نو ظهور نشان دهند که اگر به هر نحو مشروع و یا نامشروع پولدار شده اند !؟فرهنگ و شخصیت سرمایداری را هم کسب نموده اند ! یعنی انها دارای فرهنگی نیز گردیده اند که به تولید استاندار می پردازد و کارخانه و یا کارگاه تولیدی خود را خانه امید کارگران و خانواده های انها می سازد . از دلال بازی و پول شویی و سودهای نا مشروع خوداری می کند تا هر چه بیشتر و بهتر به ایفای نقش ملی و یا دینی مثبت خود بپردازد. پنجم - مسئولیت شناس باشد و انجا که سود خود و یا اینده کارگر ان و خانوادهای انها در بین است از سود خود بگذرد و به منافع کارگران و خانوادهای انها بپردازد. بیاد دارم مرحوم ابوی جنت مکان خیر و با خدا یعنی حاج علی قاسم شجاعی "ره" که به اصطاح امروزی انبوه ساز قبل از انقلاب بودند در زمان انقلاب (56-57) که قیمت زمین و ساختمان بشدت کاهش یافته بود ایشان حاضر نشد حدود صد کارگر و بنای روزمزد خود را بیکار کنند و وقتی با اعتراض بعضی همکاران و یا اعضای خانواده مواجه می شدند خوب بیاد دارم که می فرمودند این حدود صد نفر با خانواده هایشان بعد از خدا چشم امیدشان در این اوضاع بیکاری و بی درامدی(منظور سال 56-57) به سرمایه و دست من است اگر ورشکست هم شوم (که در سال 58 هم شدند و ما حدود سی میلیون ان زمان علاوه بر از دست دادن سرمایه فراوان خود بدهکار شدیم) حاضر به بیکار شدن و بی خرجی ماندن این همه انسان نیستم. بعد از ورشکستگی هم هیچگاه نشنیدم که تا رحلت شهادت گونه ایشان یک کلام از پشیمانی کار خود حرفی به میان اورد. او به من یاد داد که همه ثروت دنیا ارزش پایمال کردن حق یک نفر را ندارد ! و به همین دلیل بود که در سال 83 در طی یک شراکت از چند ده میلیون حق خود گذشتم تا به وصیت و نصیحت ایشان عمل کرده باشم.. خوب می دانم سرمایه داران نوظهور امروزی اخلاق و مروت کمتری در کارهایشان مشهود است لذا ممکن است بر مفاد این مقاله بخندند و امثال من را ساده اندیش بحساب اورند . اما زمانه دیر یا زود به انها خواهند فهماند که سرمایداری برای خود فرهنگ و اداب و رسوم و اخلاقی دارد که اگر کسی انرا یاد نگیرد و یا بکار نبندد دیر یا زود ان سرمایه بلای جان او خواهد شد و انگاه دعا می کند تا او از شر ان خلاص شود و به همان ارامش دوران فقر خودش برگردد ولی رهایی بجز با مرگ از ان شرایط اسفناک ممکن نباشد!

No comments: